تبلیغات
 کافی نت اوج شهر لاهیجان - مطالب تیر 1394

ایمیل ، جی میل ، چی میل !!!

شاید به جرات بتوان گفت که در دنیای امروز ، ساعتها و دقیقه ها و حتی لحظه ها ، تعیین کننده تغییر تکنولوژی هستند و هر لحظه و هر ساعت اخبار جدیدی منتشر می شود که بیان کننده بروز و یا ظهور تکنولوژی جدیدی در یکی از زمینه های علمی است . از کامپیوتر و اینترنت و تلفن های همراه گرفته تا نانوتکنولوژی و علوم آزمایشگاهی و پزشکی ، همه و همه هر روزه دستخوش تغییرات و کشفیات جدیدی می شوند که بر این اساس جهان رو به رشد و پیشرفت گام برداشته و بشر هر روز زندگی جدیدتر و بهتری را تجربه میکند . اما در این میان شاید هنوز سهم کشورهای جهان سوم از این تغییرات تکنولوژی واردات محصولات و تکنولوژی های جدید باشد اما بدون شک بزرگترین دغدغه و معضل کشورهای جهان سوم این است که فرهنگ استفاده از این ابزار و یا لوازم و یا تکنولوژی های جدید و نوظهور همراه  آنها عرضه نمی شود . بزرگترین عاملی هم که سبب می شود فرهنگ استفاده از تکنولوژی در کشورهای جهان سومی همچون ما ، وجود نداشته باشد به زعم بنده کمبود انسانهای متخصص و با سواد به تعداد کافی در تمامی عرصه های علمی و فرهنگی است . شاید خیلی از افراد بگویند که ایران کشوری است پر از انسانهای نخبه و فرهیخته و گواه این مدعی هم این باشد که دانشجویان و اساتید و متخصصان زیادی در همه عرصه ها داریم اما متاسفانه باید اعتراف کرد که اکثریت دانشجویان و اساتید و متخصصان ما نیز با تمام احترامی که برایشان قائلیم انسانهایی تک بعدی هستند و در تمامی زمینه ها رشد نکرده اند . بطور مثال بسیارند اساتیدی که با دارا بودن مدرک دکترا هنوز بلد نیستند یک ایمیل بسازند و یا یک ارسال ساده ایمیل را انجام بدهند ، هنوز بلد نیستند با لپ تاپ و موبایل های جدید کار کنند و هنوز هم همان کتابهای چهل سال پیش دوران دانشجویی شان را برای تدریس سر کلاس ها می آورند . هنوز هم بسیارند دانشجویانی که مدارک لیسانس و فوق لیسانس دارند بلد نیستند با اینترنت کار کنند و زبان انگلیسی را در حد ساده مکالمه کنند و این می شود که ما می شویم جهان سوم و دیگران غول تکنولوژی .

email

راستش را بخواهید دلیل نوشتن این پست تاسف بسیار من بود برای قشر دانشگاهی که خودم نیز جزوی از آنها بودم و هستم اما بلطف تلاش در زمینه کاری کامپیوتر خودم را آپدیت کرده م و نگذاشته ام از دنیای تکنولوژی عقب بمانم ولی روزانه بسیاری از مشتریان بخصوص دانشجویان و مردم عادی به ما مراجعه میکنند که برایشان ایمیل درست کنیم . از آنجاییکه سایت یاهو چند ماهی است امکان ساخت ایمیل برای ایران را نمیدهد و بقولی تحریممان کرده است و ترفندها و کلک های اخیر ایرانیان برای ساخت ایمیل را نیز یک به یک مسدود کرده ما نیز بعنوان یک کافی نت اگر بخواهیم برای مشتریان ایمیل درست کنیم مسلما نمیتوانیم در یاهو درست کنیم و باید سراغ گوگل و جی میل برویم . اما نکته بسیار تاسف بار در این ماجرا را در ادامه بخوانید :

مشتری وارد کافی نت می شود و میگوید : ممکن است برایم یک ایمیل درست کنید ؟؟؟؟

به او میگویم بله می شود اما در حال حاضر فقط امکان ساخت جی میل هست !!!

میگوید ایمیل میخوام ، جی میل نمیخوام !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

و این بود داستان تاسف باری که میگفتم ، دانشجوی مملکت ما ، استاد مملکت ما و قشر تحصیلکرده ما هنوز نمیداند ایمیل چیست !!!

به او توضیح میدهم که دوست عزیز !! ایمیل یعنی پست الکترونیکی و شما میتوانید آن را در هر سایتی که خدمات ایمیل ارائه میدهد بسازید .اگر در سایت یاهو ساختید به آن میگویند یاهومیل ، اگر در سایت گوگل ساختید به آن میگویند جی میل !!! باز قانع نمی شود … او و خیلی های دیگر خیال میکنند یاهو یعنی ایمیل و حس میکنند جی میل چیز دیگری است !!!! باز میگوید ایمیل میخوام جی میل نمیخوام !!! و دوباره به او توضیح میدهم که عزیز تحصیل کرده من همه اینها ایمیل هستند و اگر از لفظ جی میل برایش استفاده میکنیم برای این است که جی میل یعنی گوگل میل و نشان میدهد شما ایمیلتان در سایت گوگل است . سری تکان میدهد و میگوید : اگر بلد نیستی ایمیل بسازی وقت ما رانگیر !!! راهش را میگیرد و می رود و ما میمانیم و یک دنیا تاسف برای کشور جهان سومی مان که هنوز یک متخصص و تحصیل کرده کشورمان فرق ایمیل و جی میل را نمیداند و خیال میکند جی میل چیز دیگری است و ایمیل چیز دیگری !!!

اخیرا یک سایت ایرانی هم با نام چاپار ارائه خدمات ایمیل و صندوق پست الکترونیکی میدهد و اسمش را مخفف گذاشته چی میل که همان CHmail است . جالب اینکه خیلی ها مراجعه میکنند و میگویند اداره ما و یا دانشگاه ما گفته فقط چی میل باید بسازید و ایمیل نباید بسازید !!!!

دانشجو وارد شده و میگوید یک چی میل برایم میسازید ؟ میگویم منظورت ایمیل در سایت چاپار است ؟ میگوید نه ایمیل نمیخواهم چی میل میخواهم !!! بقول فردوسی پور آدم میخواهد سرش را بکوبد به میز از دست این جماعت بد سواد و کج فهم که هر چقدر هم به آنها توضیح میدهید متوجه نمی شوند و دست آخر با چسباندن انگ بلد نبودن از کافی نت بیرون می روند . اگر شما هم از آن دسته از افرادی هستید که هنوز فرق این مسائل را نمیدانید ایرادی ندارد سعی کنید یاد بگیرید چون ندانستن این مسائل پیش پا افتاده برای افراد تحصیل کرده و یا کسانی که با اینترنت سر وکار دارند بسیار زشت و بد است .

در پایان امیدواریم روزی برسد که آگاهی های ما فراتر از تکنولوژی های اطرافمان باشد تا بتوانیم با استفاده از آنها و بهمچنین بالا بردن سطح توانایی هایمان جامعه ای بسازیم که سواد و علم و دانش اولین مولفه تداعی کننده آن جامعه در ذهن جوامع دیگر باشد .




منبع: http://www.kolbeh-sabz.ir




طبقه بندی: کافی نت اوج،

تاریخ : سه شنبه 2 تیر 1394 | 06:44 ب.ظ | نویسنده : کافی نت اوج شهر لاهیجان | نظرات

مادران بی خیال ، فرزندان شرور !!!

مادری وارد کافی نت می شود ، بچه ای هم همراه خود دارد !!! تا اینجای کار مشکلی نیست اما دقیقا از آنجایی مشکل شروع می شود که مادر با بی خیالی تمام بچه را رها میکند به امان خدا و اصلا فکر نمیکند که اینجا یک محیط کاری آسیب پذیر است . بچه روی سیم ها تاب میخورد ، کابل پشت پرینتر را انگولک میکند ، صندلی های داخل کافی نت را تکان میدهد  و کیبورد و موسها را دستکاری میکند و کارهای دیگری که هر آن امکان دارد یک دستگاه را قطع و یا سیمی را دچار خرابی کند …

nini

به مادرش اشاره میکنم که لطفا مراقب بچه خود باشید ، لوازم و تجهیزات ما حساس است و اگر یک سیم هم قطع شود ما را دچار مشکل میکند اما او عین خیالش نیست ، یک علی بی غم به تمام معنا ، اصلا کاری ندارد من چه میگویم … بچه را یکبار صدا میکند و دوباره بی خیال او می شود … تا بخودمان می آییم می بینیم که کابل شبکه پشت یکی از سیستمها درآمده یا کابل اتصال پرینتر به کلی از جا کنده شده ،،، مادر محترم هنوز دنبال کار خودشان هستند و اصلا عین خیالشان نیست که زلزله هشت ریشتری اش دارد کافی نت را روی سرمان خراب میکند . صحبت های مادر را قطع میکنم و میگویم خواهش میکنم کودکتان را کنترل کنید و یا اگر نمیتوانید فورا کافی نت را ترک کنید … هنوز صحبت هایم با مادر تمام نشده که صدای افتادن یک مانیتور از روی یکی از میزها شنیده می شود … خدای من !!! مانیتور ۴۰۰ هزار تومانی روی زمین افتاده است … دلم میخواهد آنقدر این بچه بی تربیت را کتک بزنم که حد و حساب ندارد !!! اما مادرش با خیالی تمام باز میگوید : آخی پسرم چرا مواظب نبودی …مگه نمیبینی عمو عصبانیه !!! نگاه چپ چپی به کودک میاندازم و با اعصابی خراب میگویم : ما اصلا تعطیل هستیم خواهش میکنم بفرمایید !!! مادری که تا دو دقیقه پیش حتی بخاطر افتادن مانیتور گران قیمت ما خمی به ابرویش نیاورده بود حالا ابرو بالا میاندازد و با صدایی در گلو انداخته می گوید : چیه بابا خیال کردین نوبرش رو آوردین !!! میرم جای دیگه … آری او به جای دیگری میرود اما من از همینجا برای آن جای دیگر هم نگرانم !!! نگران بخاطر این مادران بی خیال و این فرزندان شرور …




منبع: http://www.kolbeh-sabz.ir




طبقه بندی: کافی نت اوج،

تاریخ : سه شنبه 2 تیر 1394 | 05:50 ب.ظ | نویسنده : کافی نت اوج شهر لاهیجان | نظرات

طبل های توخالی !!!

از هر ۱۰۰ تا مشتری که وارد کافی نت می شود یکی پیدا می شود که خیلی ادعایش می شود و خیال میکند تازه از آکادمی مایکروسافت فارغ التحصیل شده و رنگ چشمهایش شبیه بیل گیتس و یا راه رفتنش شبیه استیو جابز خدابیامرز است .  وقتی وارد کافی نت می شود از طریقه حرف زدنش می شود فهمید که میخواهد بگوید من بلدم !!!  انگار اینجا محل برگزاری المپیاد کامپیوتر و مصاحبه علمی شرکت سیسکوسیستم است و من هم جان چمبرز مدیرعامل سیسکو هستم و او باید خودش را برای من اثبات کند … !!! و یا سوالات امتحان پایان ترم درس برنامه سازی پیشرفته را قرار است اینجا پخش کنند که او چنین رول یک انسان خیلی بلد را میخواهد بازی کند … این دسته آدمها معمولا پس از ورودشان سوالهای عجیب می پرسند و حرفهای عجیب و غریب می زنند طوری که آدم خنده اش می گیرد . از طرفی باید جوابشان را طوری بدهی که خیال نکنند برای خودشان رقمی هستند و از طرفی هم خنده ات می گیرد که مگر اینجا کلاس درس است که بخواهی برای کسی توضیح علمی بدهی و توجیهات علمی بیاوری !!! یکی نیست بگوید عزیز من اینجا کافی نت است ، جایی که تو می آیی و می نشینی پای یک سیستم و در نهایت سکوت بعد از پایان کار هزینه را حساب میکنی و می روی و خداحافظ !!! همین !!! نه بیشتر و نه کمتر !!!قرار نیست انفجار اتمی در اینجا رخ بدهد و قرار نیست اتفاق خاص دیگری بیفتد … فقط و فقط شما بعنوان یک مشتری می آیی و کارت را انجام میدهی و می روی .. همین و بس … اما این مشتریان تازه بدوران رسیده گویا دوست دارند طور دیگری باشند …

drum_01

در ادامه چند نمونه از حرفها و حرکات این مشتریان را بررسی میکنیم :

مشتری وارد کافی نت شده و میگوید: خسته نباشید یک استیشن فری میخواستم !!!!

تا اینجاش مشکلی نیست !!! میخواد باکلاس بگه ، حالا سیستم خالی با استیشن فری فرقی نداره و منظور رو میرسونه …

اما مشکل از اینجا شروع میشه که سوالهای خنده دار و بامزه این مشتریان شروع میشه !!!

* معذرت میخواهم استیشن هاتون باگ و تروجان ندارند : (اگر شما اینقدر دانش دارید که میدونید باگ و تروجان چیه مطمئناً توانایی این رو هم دارید که با  یک نگاه و بررسی ، ببینید که آیا سیستم مشکلی داره یا نه ، پس این سوال بجز اینکه برای خودنمایی باشه دلیل دیگری ندارد و اصولا نیت این افراد هم خونمایی است و نه چیز دیگری .  )

*  میخوام وصل شم به آی پیم تو امریکا میشه ؟؟؟ ( خوب اگر بلدی و میتونی وصل بشی ، وصل شو ، دیگر گفتن ندارد که … فقط میخواد بگه من تو امریکا آی پی و یا سرور دارم … حالا بر فرض شما اصلا خود بیل گیتس !! بشین کارت رو انجام بده و برو دیگه !!! اینکه تو کی هستی و چی داری و کجا میخوای بری  اصولا چه ربط و دخلی به ما داره برادر من !!! )

خیلی از مشتری ها مخصوصا اونهایی که از اون درس خونده های بی جنبه هستند و خیال میکنند فقط خودشون درس خوندند و بقیه سیکل دارن و بی سواد هستند وقتی وارد کافی نت می شوند ادا و اطوارهای جالبی درمی آورند که دیدنیه . مثلا یکبار یکی از مشتری هام برای ثبت نام ورودی های پیام نور وارد کافی نت شد که انصافا ثبت نامیه که هر کسی بلد نیست بزنه و داستان داره . خلاصه ما شروع کردیم به ثبت نام و این بشر مدام گیر میداد به زمین و زمان ، چرا اسکنش رو با این دی پی آی زدین ، چرا عکس رو کراپ میکنین ، چرا اینطور میکنین ، چرا اونطور میکنین که خلاصه بهش گفتم اگر شما بلدید بزنید چرا دادید من بزنم و الان در کار من دخالت میکنید ؟؟؟ شما حتی اسکن کردنش رو هم نمیتونید انجام بدید اونوقت از کار من ایراد میگیرید ؟؟؟ و ثبت نامشون رو بستم و گفتم بفرمایید خودتون بزنید … نشون به این نشون که چهار ساعت پای سیستم نشستند و دست آخر هم نتونستند ثبت نام کنند و دست از پا درازتر برگشتند و اون خانوم به من گفت : اگر میشه خودتون بزنید چون نشد !!! و من هم خیلی ریلکس گفتم من دیگه برای شما ثبت نام نمیزنم !!! روز آخر ثبت نام ها بود و ساعت هم ۸ شب !!! یعنی رسما فاتحه ثبت نامشون خونده شد چون اگر تا نیم ساعت دیگه نمیزد دیگه نمیتونست ثبت نام کنه و من هم هر چی التماس کرد براش انجام ندادم تا حالیش بشه هر کس ادعاش میشه پای ادعاش هم می ایسته !!! و اصولا اگر کاری رو دادید کسی براتون انجام بده بایستید تا انجامش بده و دست آخر ازش تشکر کنید نه اینکه مدام در کارش دخالت کنید !!! چون اگر بلد بودید خودتون انجامش میدادید و حالا که بلد نیستید باید به اون شخص احترام بگذارید …

یکی دیگه از مشتریان بود که برای کار ثبت نام کنکور مراجعه کرد ، پرسید هزینه اش چقدر میشه که گفتم ۳۰۰۰ تومان که خیلی با قیافه عصبی گفت چه خبره آقا مگه سرگردنه است ؟؟؟ لیست قیمت اتحادیه رو نشونش دادم و گفتم عزیزم این نرخ اتحادیه است که ما تازه کمتر از اون هم میگیریم … قبول نکرد و خودش رفت پای سیستم تا بزنه … نشون به این نشون که ۴ ساعت پای سیستم نشست و هزینه سیتمش شد ۸ هزار تومان و آخرش هم نتونست ثبت نام کنه و اومد اینطرف و گفت لطفا شما برام بزنین که من هم مثل همیشه خیلی ریلکس گفتم : من وقت ندارم الان میتونید برید کافی نت دیگری براتون ثبت نام کنه … خیلی اصرار کرد که اگر امکان داره بزنید اما من عادت دارم آدمهای پر رو رو سرجاشون بنشونم تا دیگه از این اداها برای کسی در نیارن . ثبت نامش رو انجام ندادم و دست از پا درازتر رفت تا حالیش بشه که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد .

ثبت نام حوزه علمیه بود ، چند تا خانم که ظاهرن از دسته آدمهای بظاهر مذهبی بودند وارد کافی نت شدند . قیمت ثبت نام رو پرسیدند که گفتم ۳۰۰۰تومان ، یکیشون برگشت گفت چه خبره آقا فلانجا میگیره ۱۵۰۰ تومان ، خندم گرفت !!! نرخ اتحادیه رو نشون دادم بهشون که نوشته بود ثبت نام اینترنتی ۴۰۰۰ تومان ، گفتم خانم های محترم شما که مذهبی هستید لااقل سطحی قضاوت نکنید وقتی اینجا نوشته ۴۰۰۰ تومان و من دارم از شما ۳۰۰۰ تومان میگیرم باید تازه از من متشکر هم باشید که دارم ۱۰۰۰ تومان کمتر میگیرم اما شما باز هم شکایت دارید ؟؟؟ خلاصه هر چقدر توضیح دادم قبول نکردند و دست آخر کلی لیچار هم بارمون کردند و رفتند !!! میدونستم که برمی گردند چون ثبت نامهاشون قلق خاصی داشت و دور وبر ما کسی از این مدل ثبت نام ها نمی زد ، واسه همین خودم رو آماده کردم برای اینکه اگر رفتند و برگشتند اصلا ثبت نامشون نکنم تا متوجه بشوند کارشون بی نهایت زشته بوده !!! یک ساعت نشد که برگشتند !!!

_ آقا جهنم و ضرر اون مغازه که ۱۵۰۰ می زذ بسته شما برامون ثبت نام کن …   گفتم ثبت نام چی ؟ گفتند : یکساعت پیش اومدیم !!! گفتم خوب حالا امرتون ؟ گفتند ثبت نام حوزه داریم … خیلی ریلکس گفتم ما ثبت نام حوزه رو انجام نمی دیم !! مونده بودن !!! آقا شما که یکساعت پیش اومدیم گفتید انجام میدید ؟ گفتم بله انجام میدیم اما نه برای مشتری هایی که سر قیمت چونه میزنن و از کلمه زشت جهنم و ضرر استفاده میکنند .. خیلی اصرار کردند که حالا معذرت میخواهیم لطف کنید بزنید … و من گفتم خواهشا اصرار نکنید حرف من همان است که گفتم : ثبت نام نمیکنم … گفتند سیستم بده خودمان بنشینیم میزنیم … گفتم : سیستم هم نداریم … بفرمایید بیرون لطفا !!!! مانده بودند چه بگویند … یکی شان عصبانی شد و گفت : به جهنم که نمیزنید … خندیدم و گفتم بیرون لطفا !!! همیشه حق با مشتری با ادب است و نه شما …

– خانمی برای پرداخت شهریه وارد کافی نت شد ، شهریه اش را از حساب خودمان بایش پرداخت کردیم اما تراکنش ناموفق داد ، به وی گفتم دو ساعت دیگر سر بزند تا اگر پول برگشت به حساب ما دوباره برایش پرداخت کنم . دو ساعت دیگر آمد و حساب را چک کردم پول برگشته بود . گفت دیگ نمیخواهم برایم پرداخت کنید و خودم پرداخت میکنم . سرش را پایین انداخت و رفت . اینطور مواقع وقتی کاری انجام نشود وقتی مشتری میگوید چقدر شد خودمان میگوییم هیچی و هزینه ای نمیگیریم اما وقتی مشتری شما را هیچ حساب کند و اصلا نمی پرسد چقدر شد خیلی زور به شما می آید . شما ده دقیقه وقت برایش صرف کرده اید اما او بدون گفتن یک جمله تشکر کافی نت را ترک میکند  . وقتی به وی گفتم لااقل چک سایت را که برای شما انجام دادم بپردازید گفت شما که برای من پرداختی نکردید ؟؟؟ گفتم خانم محترم من وارد سایت شما شدم و پرداخت کردم حالا سیستم بانکی مشکل دارد به من مربوط نمی شود . در ثانی شما هزینه پرداخت اینترنتی را ندهید لااقل هزینه چک سایت را که باید بدهید … با بی ادبی تمام گفت من پدرم در اماکن کار میکند میخواهی بگویم مغازه ات را ببندد ؟ گفتم شما حق الزحمه کاری را که برایت انجام دادم بده نمیخواد برای ما خط و نشون بکشی … او رفت بدون اینکه هزینه ای بپردازد و حتی بجای تشکر بی احترامی هم کرد …خلاصه اینکه چهره اش در ذهنم ماند تا اینکه چندین ماه بعد برای ثبت نام و یا کار دیگری مراجعه کرد . وقتی گفتم بفرمایید : گفت ثبت نام کنکور داشتم ، گفتم خوب : از دست ما چه کاری بر میآید ، گفت مگر شما ثبت نام نمیکنید ؟ گفتم نه ، ما الان باز نیستیم که ؟؟ پدر شما که در اماکن بود آمده ما را بسته !!! فهمید که چهره اش در یادم مانده و میخواهم تلافی حرکت زشتش را کنم ، گفت شما قانونا باید برای من ثبت نام کنید … گفتم کدام قانون ؟ همان قانونی که میگوید تو پول ندهی و وقتی من میگویم پول تو بگویی بابام تو اماکنه میدم ببنده مغارتون رو … سرش را خم کرد و رفت !!! تا یاد بگیرد که وقتی حرفی میزند پایش بایستد و خط و نشان پدرش و کار پدرش را برای ما که صفر تا صدمان قانونی است نزند ..

 روزانه شاهد داستانها و ماجراهای زیادی در رابطه با کارمان و همچنین برخورد مشتریان  هستیم که طبق معمول اگر قرار به نوشتن همه آنها باشد باید سه روز تمام فقط نوشت و نوشت که فعلا همین مقدارش را از ما داشته باشید و بقیه اش طلبتان … انشااله سر فرصت برایتان مینویسم …


منبع: http://www.kolbeh-sabz.ir




طبقه بندی: کافی نت اوج،

تاریخ : سه شنبه 2 تیر 1394 | 12:50 ب.ظ | نویسنده : کافی نت اوج شهر لاهیجان | نظرات

غار آنجلس و کوچه علی چپ

حتما داستان اصحاب کهف و یا اصحاب رقیم و یا فیلم مردان آنجلس را دیده اید و شنیده اید ؟

اصحاب کهف عده‌ای خداپرست بودند که پیش از اسلام و در زمان حکمرانانی امپراتوری روم باستان با نام دقیانوس در منطقه افسس در ترکیه امروزی زندگی می‌کردند و همگی جز یکی از آنان که چوپان بود از اشراف زادگان و درباریان بودند و ایمان خود را مخفی نگاه می‌داشتند. اینان سرانجام از جبر حاکم روزگار به ستوه آمده و به گفته قرآن بر اساس الهامی که از خداوند دریافت کردند “پس هنگامی که از خدایان دروغین دوری جستید به غار پناهنده شوید تا پروردگارتان رحمتش را بر شما ارزانی دارد” همراه سگ خود به غاری در روستایی به نام رقیم نزدیک فیلادلفیا رفتند. چون به غار رسیدند. خوابی طولانی آنها را فراگرفت  و حدود سیصد سال را  به خواب سپری کردند  . پس از سیصدسال چون برخاستند فکر کردند که چندین ساعت بیشتر نخوابیده اند . یکی از آنها چون به شهر برگشت همه چیز را دیگرگونه یافت و مابقی ماجرا را هم که میدانید . برای خریدن نان وارد بازار شد و از همه جا بی خبر سکه سیصد سال پیش را داد تا قرصی نان بخرد غافل از اینکه سیصد سال در خواب بوده و زمانه و روزگار بکل عوض شده است ..

maghare 3

راستش را بخواهید خیلی وقتها مشتریانی داریم که ما را بیاد اصحاب کهف می اندازند ، نه بخاطر اینکه مانند اصحاب کهف با ایمان باشند ، نه ، بلکه گویی آنها هم چندین سال است که در غاری خواب بوده اند و اکنون پس از چند سال تازه بیدار شده اند و یکراست آمده اند سراغ ما  ، اما این بار نه برای خریدن قرص نان بلکه برای انجام امور اینترنتی ….

مشتری وارد کافی نت شده و پرینت میخواهد ، نرخ پرینت سیاه و سفید طبق نرخنامه اتحادیه ۲۰۰ تومان است اما ما هنوز هم داریم برگی ۱۰۰ تومان میزنیم ، اما همین برگی صد تومان هم گویا برای این عزیز بخواب رفته زیاد است … میگوید برگی ۵۰ تومان است !!! شک میکنم !!! نکند او هم مثل اصحاب کهف چند سال است در غاری بخواب رفته و تازه بیدار شده که هنوز جس میکند قیمت خدمات اینترنتی مانند ۶ الی ۷ سال پیش است . در سایر موارد هم چنین است و خیلی از مشتریان هنوز هم خیال میکنند باید طبق نرخ ۱۰ سال پیش پول بدهند …

یکی از همین مشتریان روز گذشته وارد کافی نت شد و حدود ۱۵ دقیقه ای برایش در گوگل مشغول سرچ عکس بودیم و بعد از چند دقیقه حدود ۷ الی ۸ عکس انتخاب کرد و برایش روی فلش ریختم . وقتی گفت چقدر می شود بخاطر اینکه اولین مشتری صبح بود با اینکه میخواستم بگویم ۲۰۰۰ تومان اما گفتم ۱۵۰۰ تومان !!! آنچنان برق او را گرفت که انگار ادیسون هم در گور لرزید !!! گفت ” چه خبر است آقا ۱۵۰۰ تومان !!! مگر چکار کردید ؟؟؟؟ شوکه شده بودم  گفتم خانم محترم خجالت نمیکشید ، ما الان سال ۱۳۹۳ هستیم و شما برای ۱۵۰۰ تومان اینقدر بالا پایین میپری ، الان با ۱۵۰۰ تومان شاید بشود یک چیپس یا یک پفک خرید !!!! خلاصه بعد از کلی قیل و قال و حرف و حدیث ما را به وجدانمان حواله داد و گفت جواب خدا را چطور میخواهید بدهید که من گفتم : آنقدر وجدانمان راحت است که نگو !!! جواب خدا را هم خودمان میدهیم چون او مثل شما در خواب بسر نمی برد و خودش را مثل شما مشتریان زرنگ به خواب نمی زند . او میداند که اکنون در سال ۱۳۹۳ هستیم ولی ما هنوز داریم با نرخ های سال ۱۳۹۲ کار میکنیم ، تازه هنوز هم ۷۰ درصد نرخهای سال ۹۲ را میگیریم … یعنی اینترنت ۳۰۰۰ تومانی را ۲۰۰۰ تومان میگیریم ؛ پرینت ۲۰۰ تومانی را ۱۰۰ تومان ، پرینت رنگی ۲۵۰۰ تومانی را ۱۵۰۰ تومان و اسکن ۱۰۰۰ تومانی را ۵۰۰ تومان ،،،، آنوقت شما میگویی جواب خدا را چطور میخواهید بدهید !!!!

گاهی وقتها با خودم فکر میکنم که مگر این مردم در این اجتماع زندگی نمیکنند !!! مگر آنها نمی بینند که ظرف مدت سه سال همه قیمت ها ده برابر شده است ، پس چرا هنوز که هنوز است وقتی به ما می رسند انتظار دارند همان قیمت ۵ سال پیش را بگیریم … ؟؟؟؟ جوابش را پس از چند وقت تازه فهمیدم و آن هم این است که خیلی از این مردم که با شما سر قیمت چانه می زنند و هنوز هم انتظار دارند قیمت های ده سال پیش را از آنها بگیری خودشان خبر دارند که اوضاع قیمت ها چطور است حتی بهتر از من و شما هم میدانند اما فقط میخواهند وانمود کنند نمیدانند و خوشان را به کوچه علی چپ می زنند و طوری نشان میدهند که تازه انگار همین دیروز از غار آنجلس بیرون آمده اند و از هیچ چیزی خبر ندارند غافل از اینکه روزگار عوض شده است و شرابط فرق کرده است . این قوم پلید که من اسمشان را قوم دودره باز گذاشته ام فقط دنبال کار مفت هستند و اصطلاحا طالبان مفت هستند و میخواهند با دودره بازی و خودشان را به نفهمی زدن شما را دور بزنند و به اصطلاح بپیچانند .

اکنون چند وقتی می شود که بدنبال شناسایی چنین مشتریانی هستیم و اگر چنین مشتریانی به تورمان بخورند که بخواهند خودشان را به کوچه علی چپ بزنند و قیمت های ده سال پیش را بدهند خیلی راحت عذرشان را خواسته و دیگر به کافی نت راهشان نمیدهیم بگذار بروند داخل همان غاری که از آن بیرون آمده اند همانجا کارشان را راه بیندازند بلکه شاید دست از سر ما بردارند و شرشان دامن ما را نگیرد چون دیگر حوصله چنین مشتریان بی ادب و نزاکتی را نداریم …


منبع: http://www.kolbeh-sabz.ir




طبقه بندی: کافی نت اوج،

تاریخ : سه شنبه 2 تیر 1394 | 11:19 ق.ظ | نویسنده : کافی نت اوج شهر لاهیجان | نظرات

امان از دست مشتری های بی ادب

 بعد از سالها تجربه در زمینه کافی نت داری و کار و برخورد با مشتری باید اعتراف کنم که مشتریان خوبی داریم و اکثریت قریب به اتفاق از ادب و نزاکت و برخورد مناسب بهره برده اند و مشکل حادی با آنها نداشته ایم . این وسط از میان هر صد مشتری گاهی یکی دو تا هستند که مشکل ایجاد میکنند و تنش ساز برخورد میکنند . ادب را رعایت نمیکنند و از دایره شعور خارج می شوند و طوری برخورد میکنند که  حتی انسانهای غارنشین هم آنطور برخورد نمیکنند . با لحن های بد حرف می زنند ، درشتخویی میکنند ، داخل حرفت می پرند ، متلک می اندازند ، وقتی دارید با تلفن حرف می زنید اجازه نمیدهند حرفتان تمام شود ،سوالهای بی مورد و پرت می پرسند ، حرفهای توهین آمیز مطرح میکنند  و در کل طوری برخورد میکنند که زشت و زننده است و برازنده یک انسان متشخص نیست .

a89c2510d96aa28c8f263b105ea6d099

گاهی وقتها حس میکنم که خداوند اعصاب فولادینی به ما داده که میتوانیم این دسته افراد را تحمل کنیم اما گاهی هم مجبور می شویم کلی با مشتری کلنجار برویم و نهایتا کار به اعصاب خوردی هم می رسد . اما اخیرا به این نتیجه رسیدم که به قول مولانا از کوزه همان برود تراود که در اوست و اصولا آدم بی ادب، بی ادب است و من و یا ما نمیتوانیم در یک لحظه او را عوض کنیم و یا حرف حساب را به او بفهمانیم و نتیجه این شد که زیاد اعصاب خودمان را خورد نمیکنیم ، چنین مشتری هایی را قبول نمیکنیم و یا آنها را شناسایی میکنیم و خیلی ساده کارشان را انجام نمیدهیم و با گفتن لفظ نه و یا اینکه اینکار را ما انجام نمیدهیم آنها را روانه کافی نت دیگری میکنیم تا اعصاب خوردیشان دامن ما را نگیرد . شاید بگویید با این مشتری ها باید مدارا کرد اما راستش را بخواهید برخی از آنها آنقدر بی ادب و  زبان نفهم هستند که یک سور به چهارپایان زده اند و باید گفت صد رحمت به چهارپا …

بعنوان نمونه چند مورد را بیان میکنم :

* مشتری وارد کافی نت شده و میگوید یارانه من را بدهید ، یارانه این ماه من را بحسابم نریخته اند پس حتما ریخته اند به حساب شما !!! ، چون من اینجا ثبت نام یارانه کرده ام … هر چقدر میگویی پدرجان این که یارانه ات را ریخته اند و یا نریخته اند به ما مربوط نمیشود و باید از طریق بانک مربوطه آن را چک کنی ، به خرجش نمی رود که نمی رود ، جلوی درب اصلی کافی نت نشسته و کولی بازی در میاورد که بیا و ببین ، هر مشتری هم که وارد می شود خیال میکند با این اوضاع ما شکنجه گر ساواک بوده ایم و این بنده خدا را شکنجه داده ایم و اکنون او آمده دنبال خونخواهی …. در صورتی که کارش اصلا به ما مربوط نمی شود و مدام میگوید من یارانه ام را میخواهم ، آخر سر با تهدیدکردنش به زنگ زدن به پلیس ۱۱۰ و ریش گرو گذاشتن یکی دو تا مشتریان حاضر شد برود ، اما از ان روز به بعد هر کاری داشت و هر چیزی میخواست میگفتم ما نداریم و یا انجام نمیدهیم که فقط شر قدم نحسش از کافی نت برچیده شود ، خودش هم فهمیده بود که دیگر کاری برایش انجام نمیدهیم دیگر پیدایش نشد … رفت که رفت و خدا را شکر … خودتان را جای یک فردی بگذارید که در حال رد شدن از خیابان هستید و می بینید پیرمردی جلوی درب کافی نت نشسته و دارد زار زار گریه میکند و بلند بلند ناسزا میگوید : با خودتان چه فکر میکنید ؟ میگویید ببینید چه اتفاقی افتاده که او اینگونه دارد برخورد میکند !!! در صورتی که اصلا کار او به ما مربوط نیست و او بواسطه زبان نفهمی هم خودش و هم ما را دچار مشکل کرده است . خدا انشاله شر همه انسانهای زبان نفهم را از روی زمین برچیند …

* در حال صحبت با تلفن بودم که یک مشتری وارد شد ، سوال کرد که شرایط ثبت نام کنکور فلان چیست ، با دست اشاره کردم که یک لحظه صبر کنید تا تلفنم تمام شود اما دوباره سوال خود را تکرار کرد ، این بار گوشی را کنار گذاشتم و گفتم دوست عزیز دارید می بینید که من دارم با تلفن حرف میزنم یک لحظه اجاره بدهید تمام شود چشم جواب سوال شما را هم میدهم ؛ بجای تشکر گفت : خوب مگر لالی از اول میگفتی همین را !!! راستش را بخواهید خیلی به من برخورد … شاید باور نکنید اما در طول زمان کار به هیچ وجه تلفن شخصی نمیزنم که مشتری معطل شود و حداکثر مکالمات تلفنی من با مشتریان نیز نهایتا ظرف سی ثانیه یا یک دقیقه تمام می شود اما اینکه یک نفر بی ادبانه بخواهد اینگونه با شما برخورد کند و رعایت احترام را نکند خیلی زشت است . تلفنم را کنار گذاشتم و گفتم بفرمایید بیرون ، ما تعطیل هستیم . دوباره زیر لب حرفهای اضافه ای زد و رفت و در شخصیت خودم و کارم ندیدم که بخواهم با او دهان به دهان بشوم . از آن وقت به بعد دو سه باری باز آمد ، هر بار می آمد پای سیستم بنشیند میگفتم سیستم نداریم و یا تعطیل هستیم ، حالا حساب کنید کافی نت خلوت است و سیستم هم دارم اما جواب من به او که بی ادب بود و هست تا آخر نه است  ، یک بار ساعت ۹ شب آمده بود کارت امتحان میخواست و حتی بابت آن حرف زشت مرتبه قبلی هم عذرخواهی کرد اما باز هم کارش را انجام ندادم تا بداند ما برده مشتری نیستیم و یادش باشد دیگر از این کارها نکند .. از آن به بعد هم دیگر نیامد و چه بهتر که نیامد .

* یکمرتبه یکی از مشتریان وارد کافی نت شد و خواست که شهریه دانشگاه برایش پرداخت کنیم که حدود ۲۰۰ هزار تومان بود ، ابتدا به ساکن گفتم ۲۰۰ هزار تومان شهریه تان و ۵۰۰۰ تومان هم بابت پرداخت و کارمزد ۲۰۰ هزارتومان که از حساب من کم می شود ، گفت چه خبره مگر سرگردنه است !!! دویست هزارتومان شهریه من هست چرا باید ۲۰۵ هزار تومان از من بگیرید … گفتم : خانم محترم شما اگر خودتان کارت عابر بانک داشته باشید ۲۰۰۰ تومان هزینه پرداخت اینترنتی شماست . الان دویست هزارتومان هم از حساب من کسر می شود و من تنها مبلغ ۳۰۰۰ تومان بابت آن از شما خواستم . در صورتی که طبق نرخ اتحادیه تا مبلغ ۵۰ هزارتومان پرداخت باید ۴ هزار تومان دریافت شود و سپس به ازای هر ۵۰ هزار تومان بیشتر مبلغ ۲۰۰۰ تومان اضافه شود و یعنی طبق نرخ اتحادیه هزینه پرداخت یا خرید ۲۰۰ هزارتومانی می شود ۱۰ هزار تومان و من فقط از ایشان میخواستم ۵ هزار تومان بگیرم . یعنی نصف نرخ اتحادیه !!! خلاصه اینکه کلی غرغر کرد و گفت چه خبر است مگر سرگردنه است و وقتی دیدم حرف حساب و لیست قیمت اتحادیه حالیش نمیشود من هم تصمیم گرفتم پرداخت نکنم . رفت و نیم ساعت دیگر برگشت ، انگار مغازه های دیگر را چرخیده بود و دیده بود یا کسی پرداخت نمیکند یا مبلغ بالاتری میخواهند ، وارد کافی نت شد و گفت آقا ، جهنم و ضرر ، شهریه من را پرداخت کنید . من هم خیلی رک گفتم متاسفم خانم محترم ، ما اصلا شهریه پرداخت نمیکنیم . فشار سنگینی به او وارد شد ، مجدد گفت پرداخت کنید ، گفتم متاسفم و او چند بار درخواست کرد که پرداخت کنید . گفتم شما خودتان را بکشید هم من دیگر پرداخت نمیکنم تا شما یاد بگیری که ادب داشته باشی و وقتی قیمت زیر قیمت اتحادیه به شما میدهند غرغر نکنی و ما را دزد سرگردنه معرفی نکنی و سپس هم نگویی جهنم و ضرر ، پرداخت کنید … شهریه ات را پرداخت نمیکنم تا حواست باشد ادب داشته باشی و خیال  نکنی همیشه حق با مشتری است . راست گفته اند همیشه حق با مشتری است اما مشتری با ادب و نه بی ادب … او رفت و چند مرتبه دیگری هم که وارد کافی نت شد عذرش را خواستم و به کافی نت راهش ندادم تا بداند هر حرفی که از دهان بیرون میآید را نباید هرجایی زد …

اگر بخواهم از این دست موارد بی ادبی مشتریان را بازگو کنم باید ساعتها بنشینم و بنویسم و اصولا اینها مشتی از خروار اتفاقات پیش آمده است و صرفا دلیل بازگو کردن اینها این نکته است که شاید برخی بواسطه این مسائل و بازگو کردن آنها درسهای اخلاقی بگیرند و بدانند که وقتی وارد جایی می شوند چطور باید برخورد کنند و اصولا کاسب حرمت و احترام دارد و نباید در برخورد با آدمها از دایره احترام و ادب خارج شد و هر مطلب زشتی را به زبان آورد .

در پایان خواندن مطلب زیر را نیز به شما توصیه میکنم :

ادب نشانه شخصیت انسان است و همیشه افرادی که با ادب هستند از جایگاه خاصی در میان دیگران و البته جامعه برخوردار هستند. معمولا افراد با ادب می توانند بهتر ارتباط برقرار کنند و زودتر هم به نتیجه دلخواه خود می رسند.فرانسوی ها مردمانی هستند که اصلا به با ادب بودن یا رعایت نزاکت شهرت ندارند بلکه در میان آن ها افرادی نیز هستند که زبانی تند و ناخوشایند دارند. به همین دلیل دیدن یک تابلو یا مکانی تنها برای با ادبان آن هم در فرانسه بسیار عجیب است.کافه “ادب” که به تازگی در شهر ریویرا افتتاح شده است دارای قانونی بسیار عجیب است که مشتریان بی ادب را به چالش می کشاند. این کافی شاپ قانونی وضع کرده است که طبق آن افراد بی ادب باید هزینه بیشتری پرداخت کنند و به ازای هر کلمه زشت باید یک جریمه بپردازند.این کافه همچنین قانون دیگری هم دارد که طبق آن به با ادبان تخفیف ارائه می کند. اگر شما وارد این کافه شده و بگوید”یک قهوه” ۱۰ دلار باید بپردازید، اگر بگویید “یک قهوه لطفا” ۶ دلار هزینه شما می شود و اگر وارد کافه شده و بگویید”سلام، یک قهوه لطفا” تنها باید ۲ دلار بپردازید / این ایده در نوع خود بسیار جالب است زیرا هم افراد را تشویق به با ادب بودن می کند و هم اینکه نوشیدن یک قهوه دو دلاری بر هر کسی می تواند لذت بخش باشد پس مشتریان به مرور بیشتر خواهند شد و بازهم سودی برای صاحب کافه است.”فابریس پپینو” صاحب این رستوران است و می گوید ابتدا افراد شروع به زدن حرف های بی ادبی می کردند و قانون را جدی نمی گرفتند از این رو از آن ها هزینه بیشتری دریافت می شد اما پس از مدتی که طعم خوب تخفیف های زیاد را چشیدند متوجه اهمیت ادب شده و حالا بهتر صحبت می کنند.

منبع: http://www.kolbeh-sabz.ir



طبقه بندی: کافی نت اوج،

تاریخ : سه شنبه 2 تیر 1394 | 11:18 ق.ظ | نویسنده : کافی نت اوج شهر لاهیجان | نظرات

  • paper | تازیانه | خسوف