تبلیغات
 کافی نت اوج شهر لاهیجان - مطالب بهمن 1394

انتخاب واحد با اعمال شاقه !!!

دانشجو برای انتخاب واحد آمده است اما دریغ از یک سر سوزن دانایی !!! از او میپرسم شماره دانشجویی ؟ نمیداند … از او میپرسم رمز عبور ؟ نمی داند …با هزار مکافات و آزمایش و خطا وارد پنل دانشجویی اش می شوم و می گویم خوب حالا کد مشخصه ها را بگو ؟ میگوید : هااااا ، تابحال به گوشش نخورده  و نمیداند مشخصه درس چیست!!! میگویم مگر لیست دروس (چارت درسی ) را نداری ؟ میگوید : چی هست ؟!!!! میخواهم سرم را به میز بکوبم از این همه حماقت !!! آخر مگر می شود اینهمه بی فکر بود ؟؟؟!!! دانشجوی ترم دوم و سوم و یا بالاتر باشی و هنوز ندانی شماره دانشجویی ات چیست ؟ هنوز ندانی رمز عبورت چیست !!!  ندانی آدرس سایت دانشگاهت چیست ؟  لیست دروس چیست ؟ جالب تر از همه اینکه وقتی به او توضیح میدادم که لیست دروس یا چارت درسی چیست گفت آها ” چالک درس ها ” رو میگی !!! میخواستم سرم را به میز بکوبم … ” چالک ” .. گفتم عزیزم چارت .. جایی نگو “چالک” که حیثیت همه دانشجوها و اهالی دانشگاه  رو با همین یک کلمه به باد ندهی .. حیف کلمه دانشجو … بخدا دانشجو بودن حرمت داشت

daneshjoob

از او میپرسم چه درس هایی را میخواهی برداری ؟ میگوید نمیدانم ؟ میپرسم ترم قبلی چند واحد پاس کردی و چه درس هایی پاس شده ؟ باز اظهار ندانستن میکند و خلاصه اینکه با این وضعیت نابسامان و ندانستن هایش انتظار دارد برایش ۲۰ واحد برداریم و تازه کلی سفارش میکند که این ۲۰ واحد را در دو روز برایش جمع کنیم تا مبادا سه روز در هفته به دانشگاه برود و خدایی نکرده خسته شود !!! اصلا حیف نیست که این استعداد ناب در مسیر دانشگاه تلف شود ؟؟؟ بنظر من چنین دانشجویان با استعدادی  را باید با هلکوپتر به دانشگاه ببرند تا مبادا ذهن خلاقشان در ترافیک مسیر خانه به دانشگاه آسیب ببیند!!! والا بخدا …

برگردیم به انتخاب واحد خودمان … شروع به انتخاب واحد میکنیم و سعی میکنیم با دانش خودمان و طبق تجربه برایش درس برداریم … به درس اقتصاد کلان می رسم . از او میپرسم پیش نیازش را پاس کردی ؟ میگوید بله پیش نیازش اقتصاد خِرَد هست و من پاسش کرده ام … وای وای وای … این بار باید حتما باید سرم را به میز بکوبم … اقتصاد خِرَد !!!!!!  بابا اقتصاد خُرد …. اقتصاد خِرَد یعنی چی ؟؟؟؟ مرد حسابی شما ۲ واحد درس رو در یک ترم پاس کردی هنوز نمیدونی اسم درس چیه … بعد از گذشت یک ترم و پاس کردن درس هنوز میگی اقتصاد خِرَد … بابا دانشجو هم دانشجوهای قدیم … اصلا عصمت کلمه دانشجو را به باد داده اید رفته ….

نمیدانم بخندم یا گریه کنم اما در هر حال بخاطر کارم مجبورم با این آدمها که ظاهرا اسم دانشجو را یدک میکشند سروکله بزنم … چاره ای نیست و نمی شود کاری کرد و مجبوریم این انتخاب واحدها را هرطور هست بزنیم ولی این انتخاب واحدها واقعا معمولی نیست .. اسمش را گذاشته ام انتخاب واحد با اعمال شاقه … از نگاه من ، دانشجویی که هنوز شماره دانشجویی و چارت درسی و پیش نیاز و هم نیاز را در ترم سه یا چهار نمیداند دانشجو نیست چه برسد به اینکه اسم درسی را هم که پاس کرده نداند … راستش را بخواهید چون خودم از دوران ابتدایی تا کارشناسی ارشدم را با معدل بالا گرفتم و همیشه دانشجوی کوشا و فعال و نمونه ای بودم حسرت میخورم … حسرت میخورم که چرا باید نسل ما با این همه استعداد عمرش پای کنکور تلف شود و دست آخر نسل جدید با این وضعیت تاسف بار علمی و آگاهی بدون کنکور وارد دنشگاه شود .. هرچند در بین این نسل هنوز هم هستند جوانهای با استعداد و توانایی که از ما هم بالاتر و با استعدادترند ولی تعدادشان در این میان بسیار اندک است و غالب دانشجوهای جدید وضعشان همین است و آنچنان تعریفی ندارند ..خلاصه اینکه انشاله خداوند به همه ما صبر فراوان عنایت بکند و میزهایی از جنس ژلاتین که اگر یکروز خواستیم سرمان را از دست اینها به میز بکوبیم نه میز آسیب ببیند نه سر  ما ….


منبع:http://www.kolbeh-sabz.ir




طبقه بندی: کافی نت اوج،

تاریخ : دوشنبه 26 بهمن 1394 | 08:56 ب.ظ | نویسنده : کافی نت اوج شهر لاهیجان | نظرات

بی شعوری شاخ و دم ندارد !!!

یکی از راه های عمومی شناختن بیشعورها، شناسایی موقعیت های بروز بیشعوری است. بسیاری از مردم بر این باورند که شاید نتوانند بیشعوری را تعریف کنند اما قطعاً وقتی بیشعوری را ببینند ، او را حتما میشناسند .” اینها خلاصه ای از تعاریف بی شعوری است که در کتابهای مختلف نوشته شده و صدالبته در جامعه امروزی ما هم بسیار ملموس است چرا که ما روزانه با افراد مختلفی سروکار داریم و قطعا در میان این همه آدم هستند افرادی که صفت بی شعوری واقعا برازنده آنهاست .در سالهای اخیر روی مقوله بی شعوری زیاد کار شده و کتابهای متعددی در این زمینه نوشته و یا ترجمه شده و به نکات جالبی هم در این زمینه هم اشاره شده است که واقعا قابل تامل است و صدالبته دلیلش این است که این مقوله در سالهای اخیر بیشتر نمود داشته است ما هم به عنوان صنف کامپیوتر و کافی نت روزانه با مشتریان بیشماری برخورد داریم و یکی از بزرگترین مشکلات ما هم بحث و جدل با برخی مشتریانی است که دچار همین بیماری ” بی شعوری ” هستند .

best-sellers-books-14

متاسفانه بزرگترین مشکل در بحث بیشعوری هم آن است که آدم بیشعور معمولاً قبول نمی کند بیشعور است . اگر هم عاقبت قبول کند، باز هم تمایل دارد تقصیر آن را به گردن دیگران بیندازد.از سوی دیگر، این بیماری به شدت واگیر دارد، تا آنجا که حتی ممکن است یک فرد خوب و متعادل ، به راحتی تحت تاثیر استدلال ها و دفاعیات یک بیشعور قرار گیرد و تا آنجا پیش رود که بعد از مدتی او هم مثل بیشعورها رفتار کند!

بگذارید برایتان مثالی بزنم . دیروز یک خانم دانشجو به کافی نت مراجعه کرد و خواست برایش انتخاب واحد بزنم . وارد سایت دانشگاهش شدم و از او خواستم کدهای درسهای انتخابی اش را برای من بخواند . همه کدهایش را از روی موبایل خواند و درنهایت انتخاب واحدش شد ۱۴ واحد !!! به وی گفتم انتخاب هایتان شده ۱۴ واحد !!! گفت نه ۱۷ واحد است ؟ گفتم خوب اینجا الان ۱۴ واحد ثبت شده است اگر دوباره کد دیگری دارید بگویید تا برایتان ثبت کنم و بشود ۱۷ واحد . دوباره از بین کدهایش شروع به خواندن کردن و هر کدی را که میخواند من نگاه میکردم و میدیدم که تکراری است و در نهایت باز هم انتخاب واحدش همان ۱۴ واحد قبلی شد … به وی گفتم کدهایی که میخوانید همان ۱۴ واحد است ، اگر کد جدیدی دارید بگویید تا ثبت کنم وگرنه با همین ۱۴ واحد برایتان ثبت نهایی کنم … او در حالی که کنار من نشسته بود و داشت انتخاب واحدش را می دید و همزمان از موبایل کدهایش را چک میکرد گفت نه دیگر همین ۱۴ تا شد . لطفا برایم تایید نهایی کنید بقیه اش را از دانشگاه برمیدارم . ما برایش تایید نهایی کردیم و پرینت دادیم و کار تمام شد و هزینه را هم ۴۰۰۰ تومان گرفتم یعنی ۱۵۰۰ تومان هم زیر نرخ ثبت نام اتحادیه !!!!

همه چیز خوش و خرم بود تا اینکه بعداز یکی دوساعت تلفن زنگ خورد و ایشان پشت خط بود … گفت من همان خانمی هستم که آمدم انتخاب واحد برایم زدید . گفتم بفرمایید ؟ گفت آقا شما برایم اشتباه انتخاب واحد زدید من ۱۷ واحد انتخاب واحدم بود شما برایم ۱۴ واحد زده اید ؟

شوکه شدم !!!! گفتم خانم محترم شما که کنار دست من نشسته بودی و من بشما گفتم ۱۴ واحد شده و حتی مجددا کدها را خواندی و من چک کردم و گفتم کد درس جدیدی بگو تا اضافه کنم و شما گشتید و کد جدیدی پیدا نکردید !!! حالا زنگ زده اید و میگویید من ۱۷ واحد داشتم ؟؟؟ خوب وقتی کد جدیدی نداشتید و با هماهنگی خودتان ۱۴ واحد برایتان ثبت کردم دیگر چرا تقصیر ما می اندازید ؟؟؟؟

با صدایی عصبانی گفت : شما اجازه ندادید من حرف بزنم سریع برایم ثبت کردید . من برای شما همه کدها را خواندم اما شما اشتباه زدید !!!! تازه برای ۵ دقیقه ثبت نام از من ۴۰۰۰ تومن گرفته اید … مگر چکار کرده اید ؟؟؟؟ اگر قرار بود من اینطوری ثبت نام کنم خودم در خانه ثبت نام میکردم و دیگر کافی نت نمی آمدم که برایم اشتباه ثبت نام کنید !!!! دیگر هم به کافی نت شما نمی آیم و گوشی را با بی احترامی قطع کرد !!!!

از دیدن این همه بی شعوری و نادانی برای لحظاتی به فکر فرو رفتم !!!! آخر آدم چقدر باید بی شعور باشد و بی وجدان که اینگونه اشتباه خودش را به گردن کسی دیگر بیندازد و شما را مقصر بداند … خودش کنار شما پشت سیستم نشسته و کدها را خوانده ، به وی گفته ام ۱۴ تا شده  تا دوباره چک کند ببیند کدام کد را نخوانده ، داخل گوشی چرخیده و دوباره کدها را خوانده و من چک کرده ام و مجدد گفته ام اینها همان ۱۴ تا می شود !! دوباره در فایل پی دی افی که داخل گوشی اش بود گشته و کد جدیدی پیدا نکرده و سپس با تایید خودش و گفتن اینکه ایرادی نداره سه واحدش رو داخل دانشگاه برمیدارم ثبت نامش رو تایید کردیم و سپس پایین تر از نرخ اتحادیه از او هزینه گرفتیم اما حالا زنگ می زند و میگوید :

۱- شما برای من اشتباه ثبت نام کرده اید ۲- شما به من وقت ندادید من کد بگویم ۳- شما نگذاشتید من ببینم ۴- شما از من زیاد پول گرفته اید ۵- اگر میخواستم اینطوری ثبت نام کنم در خانه ثبت نام میکردم .

در حالیکه ما او را کنار خودمان نشاندیم و او ثبت نامش را دیده و فرصت کافی برای گفتن کدها و ثبت آنها هم به وی دادیم و زیر نرخ اتحادیه هم از وی پول گرفته ایم و جالب تر اینکه میگوید اگر میخواستم اینطوری ثبت نام کنم خانه ثبت نام میکردم !!!! یکی نیست بگوید خوب اگر اینترنت داری و بلدی چرا میایی کافی نت ؟؟؟؟ معلوم است دروغ میگویی و یا اینترنت نداری و یا بلد نیستی وگرنه کسی که بلد باشد و اینترنت هم داشته باشد خانه ثبت نام میکند و کافی نت نمی آید …

متاسفانه از این دست مشتریان در کافی نت کم نداریم و هفته ای چندین نفر اینگونه باعث تکدر خاطر و رنجش ما می شوند و جالب تر اینکه حق بجانب هم هستند و انگار هر اشتباهی آنها مرتکب می شوند مسئولیتش با ماست و انگار نه انگار که ثبت نامشان با مسئولیت خودشان و در جلوی دیدشان انجام شده و اوکی تایید نهایی را خودشان به شما داده اند و خیلی زود همه چیز را انکار میکنند .

نمونه دیگر این مشتریان خانمی بود که هفته پیش مراجعه کرد و فلش هایش را داد و گفت اینها را برایم روی دی وی دی بزنید . تخمین زدیم که کل فایل هایش که حدود ۱۶ گیگ بود روی ۴ تا دی وی دی جا می شود . قرار بر این شد که بعداز ظهر بیاید و ۴ تا دی وی دی را بگیرد اما در کمال ناباوری بعدازظهر که آمد و دی وی دی ها را برایش روی میز گذاشتم گفت من کی گفتم دی وی دی بزنید ؟؟؟ گفتم قرارمان ظهر این بود ؟؟؟ گفت نه من نگفتم دی وی دی بزنید !! و کاملا سفارش ظهر را دبه کرد … به او گفتم اگر قرار نبود دی وی دی بزنید چرا ظهر ده بار گفتی عصر میام آماده باشه ؟؟؟ چی آماده باشه ؟؟؟ حالا رفتی و بهر دلیلی دیدی اشتباه سفارش دادی بجای اینکه اشتباهت را گردن بگیری صورت مسئله را پاک میکنی و میگویی دی وی دی سفارش نداده ای ؟؟؟؟ به او گفتم عیبی ندارد … شما میگی سفارش ندادی من هم حرفی ندارم … و هزینه ای از او نگرفتم .. اما او علاوه بر اینکه با داد و بیداد و کولی بازی سفارش ظهرش را انکار میکرد اصرار هم داشت که دی وی دی ها را بشکنید  چون فایل شخصی داخلش دارم … فایل شخصی ایشان عکس های دانش آموزان اول ابتدایی بود که سر کلاس از آنها گرفته بود و خلاصه برای اینکه قائله ختم شود دی وی دی ها را هم برایش شکستم و بیعانه اش را هم پس دادم و باز هم کلی بدو بیراه گفت و رفت … پایان این ماجرا اما اینجا نبود … ایشان سفارش داد ، سفارشش را دبه کرد ، دیی وی دی هایش را شکست ، پولش را پس گرفت و کلی هم به ما بد و بیراه گفت و رفت و فردا دیدم که از اتحادیه تماس گرفتند که یک خانمی زنگ زده و از شما شکایت کرده !!!! واقعا نوبر است .. وقتی ماجرا را به مسئول اتحادیه توضیح دادم او هم شوکه شد … گفت ایشان سفارش داده ، بعد دبه کرده و نیامده ببرد ، پولش را پس گرفته و دی وی دی هایش را هم شکسته … پس از چی شکایت دارد ؟؟؟؟

خلاصه که با دیدن این مشکلات بلادرنگ یاد ” بی شعوری ” می افتم و برایم مسجل می شود که دور و برمان هنوز هم پر است از آدمهایی که در عین ظاهر متشخصشان ” بی شعورند “. شاید بعضی ها بگویند خیلی سخت میگیریم و نباید کسی را بی شعور خطاب کنیم اما ما آدمها نبایداز نامیدن بیشعورها به نام بیشعور شانه خالی کنیم، چرا که همین ملاحظات و تعارف هاست که باعث می شود بیشعورها بیشتر و بیشتر در بیشعوری شان غرق شوند و به حکم همین بی شعوری برای دیگران مشکل ایجاد کنند . اگر ما ملاحظات و تعارف ها را کنار بگذاریم خواهیم توانست که این آدمها را سر جایشان بنشانیم و به آنها بفهمانیم که باید از بی شعوری دست بردارند و با این خصیصه رفتاری شان برای دیگران مشکل نتراشند و دیگران را دچار آسیب و آزار و اذیت نکنند … به امید اینکه روزی برسد که دیگر شاهد هیچ بیشعور و یا بیشعوری در سطح جامعه نباشیم … در پایان خواندن کتاب بیشعوری را هم به همه دوستان توصیه میکنم به امید اینکه با دانش و آگاهی بیشتر و پرهیز از رفتارهای زشت به سمت پیشرفت و تعالی گام برداریم .

منبع:http://www.kolbeh-sabz.ir



طبقه بندی: کافی نت اوج،

تاریخ : دوشنبه 26 بهمن 1394 | 08:52 ب.ظ | نویسنده : کافی نت اوج شهر لاهیجان | نظرات

انتقال وجه کارت به کارت معضلی خطرناک و مسئله ساز !!!

چندین سال است که به لطف تکنولوژی بسیاری از امور بانکی سهل و آسان گردیده و دیگر مردم برای کارهای ساده بانکی نیاز به حضور فیزیکی در بانک ها و موسسات مالی ندارند و با ابزارهایی چون اینترنت بانک و تلفن بانک و همراه بانک و … کارهای بانکی روزمره خود را انجام می دهند . در این میان برخی خدمات هستند که کافی نت ها بواسطه داشتن اینترنت پرسرعت برای مردم انجام میدهند ، خدماتی مانند پرداخت قبوض ، پرداخت شهریه ، خرید کارت های اعتباری ، خرید های اینترنتی ، پرداخت اقساط بانک ها ، نقل و انتقال پول و یا همان کارت به کارت کردن پول که اینروزها بسیار در میان مردم رایج شده و دیگر اکثریت مردم این کارها را بصورت شخصی و بدون مراجعه به بانک انجام میدهند . برخی دیگر هم که امکاناتی چون اینترنت و یا گوشی های هوشمند و بعضا توانایی انجام شخصی این کارها را ندارند به مراکز خدماتی چون پست بانک ها ، دفاتر پیشخوان ، دفاتر خدمات ارتباطی و کافی نت ها مراجعه میکنند .

Echarge

اما علت نوشتن این مطلب اشاره به خدمات و کاربردهای تکنولوژی های نوین نیست بلکه دلیل اصلی و عمده من از نوشتن این مطلب توضیح این نکته است که اینروزها بسیار باب شده که مردم با خود پول نقد می آورند و از کافی نت ها میخواهند برایشان مقادیری پول را کارت به کارت کنند ، بدین صورت که مشتری به صاحب کافی نت پول نقد میدهد و صاحب کافی نت از حساب خودش برای حسابی که مشتری میگوید پول را کارت به کارت میکند و در قبال این کار از مشتری کارمزدی دریافت میکند . شاید بگویید تا اینجا همه چیز عادی است اما این مسئله غیرعادی ترین موضوعی است که در طول این سالها ذهن من را به خود مشغول کرده و تنها دلیلی بوده برای اینکه امروز برای دوستان و صاحبان کافی نت در این مورد مطلب بنویسم و به آنها گوشزد کنم که به هیچ عنوان درخواست های نقل و انتقال پول از حساب خودشان به حساب ناشناس را قبول نکنند .

شاید روزانه بالای ۵ نفر به ما مراجعه میکنند و درخواست چنین نقل و انتقالاتی را دارند ولی ما زیر بار این نقل و انتقلات نمیرویم و گاها میبینیم که مشتری میگوید همه کافی نت ها انجام میدهند و چرا شما انجام نمیدهید ؟؟؟ و در تمام این مدت این موضوع برای من سوال بوده که چرا بسیاری از کافی نت ها نقل و انتقالات پول را قبول میکنند و حاضر می شوند نقش بانک را برای مشتریانی بازی کنند که اصلا آنها را نمیشناسند . شاید تا اینجای قضیه شمایی که این مطلب را میخوانید هنوز با خود بگویید مگر نقل و انتقالات پول و یا کارت به کارت کردن آن چه ایرادی دارد؟ من امروز قصد دارم چرایی و علت اصلی اینکه چرا نباید ما کافی نت ها از حساب خودمان برای مشتریان پول کارت به کارت کنیم را برای شما  با دو دلیل توضیح بدهم .

دلیل اول :

نقل و انتقال پول و یا کارت به کارت کردن پول از حساب شما برای حسابی که ناشناس است برای شما مشکل ساز می شود چرا که شما نمیدانید مقصد پولی که میفرستید کجاست و یا این پول بدست چه  فرد یا افرادی می رسد  !!! شاید مقصد پول شما یک فرد متخلف باشد !!! شاید مقصد پول شما یک قاچاقچی مواد مخدر باشد و یا یک سارق ، یک اخلالگر نظام اقتصادی ، یک دزد ، یک قاتل ، یک باجگیر ، یک رشوه بگیر  یا یک کلاهبردار و یا هزار و یک مقصد نامعتبر دیگر که فقط کافیست یک مرتبه یکی از نقل و انتقالات شما به این اشخاص ناشناس  ، هنگامی صورت بگیرد که حساب بانکی آن فرد بدلایل امنیتی و یا قضایی تحت پیگرد باشد .

طرف مقابل شما قاچاقچی مواد مخدر است و از طرف شما ۲ میلیون تومان به حسابش واریز شده است . حالا شما بیایید و ثابت کنید این کار را برای مشتری کرده اید !!! آیا مشخصات مشتری و ساعت و دقیقه و کد ملی مشتری را که برایش این پول را انتقال داده اید دارید ؟؟؟ مسلما خیر !!! شاید بپرسید خوب این مشتریان میتوانند بروند بانک و از طریق بانک هم برای یک فرد مشکوک پول انتقال بدهند اما به این فکر کنید که بانک هنگام واریز پول یک فرم سه قسمتی جلوی شما میگذارد و مشخصات و آدرس و تلفن و امضای شما با ساعت و تاریخ روی آن هست اما آیا شما جلوی مشتری خودتان که برایش کارت به کارت میکنید فرمی برای پر کردن اطلاعات میگذارید؟؟؟ در ضمن بانک مرجعی برای نقل و انتقال و امور بانکی است و برفرض که اصلا فردی برای یک آدم مشکوک پولی را حواله کند … برای بانک و یا متصدی مشکلی پیش نخواهد آمد ولی اگر برای شما مشکلی پیش بیاید اولین سوالی که از شما پرسیده خواهد شد این است که مگر شما بانک بودید که برای مردم پول جابجا میکردید ؟؟؟؟ و پاسخ این سوال هم خیلی واضح است !!! خیر ما بانک نبودیم و نباید برای مردم و مشتریان از حساب خودمان پولی انتقال می دادیم و عجب اشتباهی کردیم و کاش میدانستیم و به ما میگفتند !!! کاش مطلب کافی نت ولیعصر را خوانده بودیم … (این جمله آخرش شوخی بود )

نکته اصلی این ماجرا اما یک بحث کاملا فنی است .. بحثی بنام ” پولشویی ” .. آیا میدانید پولشویی چیست ؟ واژه پولشویی برای توصیف فرآیندی مورد استفاده قرار می گیرد که در آن پول غیرقانونی یا کثیفی که حاصل فعالیت های مجرمانه مانند قاچاق مواد مخدر، قاچاق اسلحه و کالا، قاچاق انسان، رشوه، اخاذی، کلاهبرداری و دزدی و … است، در چرخه ای از فعالیت ها و معاملات مالی و‌ با گذر از مراحلی، شسته شده و به عنوان پولی قانونی، موجه و مشروع جلوه داده می شود.

حالا چطور این پول های کثیف شسته می شوند از طریق حسابهای مختلف و متفاوت !!! یعنی بطور مثال فردی که از بانکی سرقت کرده باشد نمیتواند آن پول ها را بطور مستقیم به بانک ببرد و به حساب دیگری واریز کند چرا که همانجا مچش را میگیرند و دستگیرش میکنند اما همین شخص میتواند به کافی نت شما مراجعه کند و پولهای کثیفش را توسط شما شستشو کند . چطور ؟ خوب او بشما پولهای کثیفش را بصورت نقدی پرداخت میکند و شما از پولهای تمیزتان برای او به حسابی ناشناس کارت به کارت میکنید !!! و این همان پولشویی است … این وسط سارق و یا کلاهبردار از طرق مختلف مثل کافی نت ها و یا فروشگاهها و یا دفاتر مختلف  و بنگاههای اقتصادی خرد و کلان پولهای کثیف خود را شستشو میدهد و به حسابهایی ناشناس واریز میکند و این وسط شما عاملی بوده اید برای تطهیر پولهای کثیف این فرد …

نمیخواهم خیلی ماجرا را پلیسی جلوه بدهم اما شاید هزار بار نقل و انتقالات پول انجام بدهید و برای شما اتفاقی نیفتد اما اگر یکبار گیر کلاهبرداران و پولشویان خرده پا بیفتید همان یک بار برای هفتاد و هفت پشتتان کفایت خواهد کرد چون در آن وقت شما که این پول را انتقال داده اید مسئول خواهید بود و سارق و کلاهبردار بی وجدان این وسط از کنار شما کلی هم سود برده است . بحث پولشویی بسیار بحث گسترده و کلانی است و اصولا مطرح کردن آن توسط من در مورد نقل و انتقال پول از یک کارت به کارت ناشناس بخاطر این است که یکی از مصداق های بارز پولشویی همین نقل و انتقال پول های کلان و کثیف از طریق واریز آنها به حسابهای ناشناس ، بدون نام و یا نامشخص است .

حتی تعیین سقف برای نقل و انتقالات که مثلا در یک روز بیشتر از فلان مبلغ را نمیتوان کارت به کارت کرد بخاطر همین مسئله است و اخیرا نیز بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران با ارسال بخشنامه ای خطاب به مدیران عامل بانکها ، ضمن برشمردن مخاطرات ناشی از نقل و انتقال مبالغ کلان در شبکه کارتی کشور، حداکثر مبلغ هر تراکنش خرید کارتی از طریق انواع پایانه های فروش؛ اعم از مجازی و فیزیکی را از تاریخ ۲۰/۱/۱۳۹۴ معادل ۵۰۰ میلیو‌ن ریال تعیین نمود.

متن این بخشنامه را میتوانید از اینترنت مطالعه کنید اما در قسمتی از این بخشنامه میخوانیم :

اجازه جابجایی ارقام بزرگ بدون احراز هویت دقیق می تواند محیط را برای متخلفان، مجرمان، کلاهبرداران و عوامل جرایم سازمان ‌یافته فراهم ‌کند تا بتوانند فارغ از دغدغه نظارت دقیق بر مبادلات، بخش مالی عملیات مجرمانه خود را در سامانه‌های الکترونیکی بانک‌ها به انجام رسانده و با پنهان کردن تراکنش‌های مشکوک در میان مبادلات تجاری و خرد به آسانی از بسترهای پرداخت الکترونیکی سوءاستفاده کنند. آمار عملکرد اخیر نظام پرداخت کارتی کشور نشان می‌دهد کمتر از هفت صدم درصد (هفت در ده هزار) تعداد تراکنش‌ها ارقامی بیش از پانصد میلیون ریال دارند؛ لیکن همین تراکنش‌ها که به آسانی در سامانه‌های تراکنش‌ تجاری نظیر ساتنا و چکاوک قابل پذیرش و مبادله هستند، بالاترین احتمال وجود تراکنش‌های مشکوک را به خود اختصاص می‌دهند. لذا با توجه به این که ادامه روند موجود از جنبه‌های مختلف به زیان نظام پولی کشور بوده و تهدیدات مختلفی را متوجه آن می‌کند، ضرورت دارد تمهیدات لازم توسط نظام پولی و بانکی کشور برای اصلاح روند معیوب فعلی در نظر گرفته شده و اعمال گردد.

همچنین موسسه مالی اعتباری کوثر در بخش اطلاع رسانی خود پیرامون مسئله پولشویی توضیحاتی ارائه داده است و در انتها بعنوان توصیه بندهایی را نوشته است که اولین بند آن مربوط به نقل و انتقال کارت به کارت است بدین مضمون :

توصیه های مهم :

نظر به تصویب قانون مبارزه با پولشویی به منظور جلوگیری از گرفتار شدن به وسیله عوامل تبهکار و صاحبان دارایی های نامشروع توصیه می شود :

۱ – در انتقال وجه ( به طور مثال از یک کارت به کارت دیگر ) از قبول وجه نقد و انتقال وجه از حساب خود به حساب شخصی ناشناس، جداً خوداری نماید.

==================

در ادامه این مطلب باید خدمت همنصفان و دوستان عزیزم اشاره کنم که هدف من از عنوان کردن  این موضوع صرفا توضیح این مطلب است که در نقل و انتقالات پولی و مالی از حساب خودتان مراقب و تیزبین باشید . دلیلی ندارد کسی ۳ میلیون پول نقد بیاورد و بصورت دستی به شما بدهد و شما از حسابتان این پول را برای وی به حساب دیگری واریز کنید !!! این مطلب دقیقا شروعی برای دلیل دوم من برای انجام ندادن کارت به کارت به حسابی ناشناس است . در بالا اشاره کردم که به دودلیل نباید به حساب ناشناسی که نمیدانیم کیست پولی واریز کنیم . دلیل اول را که اشکال قانونی این کار بود در بالا عنوان کردم و اما دلیل دوم ..

دلیل دوم :

دلیل دوم من برای اینکه چرا نباید ما کافی نت ها از حساب خودمان برای مشتریان پول کارت به کارت کنیم  این است که اصلا نقل و انتقال پول از حساب ما برای مشتری که در قبالش به ما پول نقد میدهد توجیه فنی و اقتصادی ندارد . چه دلیلی دارد ما حسابمان را خالی کنیم برای مشتری که او را نمیشناسیم ، برای نقل و انتقالی که مقصدش را نمیدانیم و در مجموع برای کاری که هیچ ارزش افزوده ای برای ما نخواهد داشت جز اینکه حساب ما را خالی میکند و مجددا باید برای واریز همین مبلغ خودمان در صف بانک بایستیم . فرض کنید ۳ میلیون تومان در حساب خود دارید و مشتری وارد می شود و سه میلیون پول نقد به شما میدهد و شما هم آنرا برای انتقال وجه حسابتان را خالی میکنید . حالا حساب شما صفر شده است و در قبال یک انتقال یکمرتبه کارمزد گرفته اید در صورتیکه با همین سه میلیون تومان موجودی میشود کار دهها مشتری را راه انداخت . دهها کارت کنکور خریداری کرد ، دهها پرداخت اینترنتی کوچک انجام داد ، دهها قبض پرداخت کرد و دهها خرید اینترنتی و پرداخت شهریه را انجام داد و هم از کنار آن سود بیشتری کسب کرد و هم از این مطمئن بود که این پول به حسابهای درست و صحیحی روانه شده است .

==================

باید اشاره کنم که بنظر من همین دو دلیل کافی است تا اگر مشتری از این ببعد وارد محل کسب شما شد و پول نقد داد و درخواست نقل و انتقال به حسابی ناشناس را از شما داشت بدون فوت وقت درخواستش را رد کنید و در مجموع خدماتی چون کارت به کارت پول را فقط از حساب شخصی همان فرد برای شخص مورد نظرش انجام بدهید نه از حساب شخصی خودتان !!!

منتها در مورد نحوه گفتن  این مسئله به مشتریان توجه داشته باشید که قرار نیست ما توضیح فنی زیادی به مشتری بدهیم چون همه توانایی درک این مسئله را ندارند و در مقابل شما جبهه خواهند گرفت. بعبارت ساده تر وقتی کسی با پول نقد وارد شد و از شما درخواست کارت به کارت از حساب شما را داشت به او بگویید اینکار را انجام نمی دهید !! اگر پرسید چرا که قریب به صد درصدشان میپرسند چرا ؟ میتوانید بگویید : در حسابم پول ندارم و از توضیحات فنی که من در بالا دادم پرهیز کنید چون خیلی از این مشتریان بی سواد هستند و توانایی درک این مسئله را ندارند و خیلی هایشان هم که با نیت و غرض پول کارت به کارت میکنند سریع در مقابل شما جبهه گیری میکنند و باعث تکدر خاطر و ناراختی شما می شوند …

در هر صورت امیدوارم که با بیان این مسئله توانسته باشم یکی از دغدغه های ذهنی خودم را با نیتی خیرخواهانه برای شما همکاران خوب و عزیزم عنوان کرده باشم چرا که همیشه به این فکر هستم که وقتی مسئله ای را میدانیم با بیان کردن آن برای هم بتوانیم اطلاعات بکدیگر را در آن زمینه بالا ببریم . شاید شما همکار گرامی که تابحال از کارت خود برای دیگران پول می ریختید به این شکل و فرم  به این نقل و انتقال نگاه نمی کردید و حالا با دیدی وسیع تر به این قضیه نگاه میکنید … در پایان خوشحال میشوم نظرات شما دوستان و همکاران عزیز  را در این زمینه بدانم .


منبع:http://www.kolbeh-sabz.ir






طبقه بندی: کافی نت اوج،

تاریخ : دوشنبه 26 بهمن 1394 | 08:50 ب.ظ | نویسنده : کافی نت اوج شهر لاهیجان | نظرات

امان از بی سوادی !!!

تا وقتی با یک آدم بی سواد برخورد نداشته باشید متوجه نمی شوید بی سوادی چقدر آزار دهنده و بد است !!! چرا که انسان بی سواد نه تنها به خودش ضرر می رساند بلکه اطرافیانش را هم دچار دردسر میکند . بطور مثال داریم مشتریانی که بی سواد هستند و باید یک مطلب را صدبار به آنها بگوییم تا متوجه شوند،  اما ای کاش فقط صدبار بود!!! گاهی این افراد آنقدر برای شما دردسرآفرین هستند که اصلا نیامدنشان بهتر از آمدنشان است چه برسد به توضیح دادن در مورد نوع کارشان !!!

book savad

البته در این مطلب منظورم از سواد صرفاً تحصیلات آکادمیک نیست چرا که هستند افرادی که تحصیلات دانشگاهی ندارند ولی ذاتا با سواد،  با دانش ، با تجربه و میدان دیده  هستند و روی سخنم در این مطلب صرفاً با افرادی است که چه تحصیلکرده و چه تحصیل نکرده فاقد سواد و دانش کافی در هر زمینه ای از تحصیلی گرفته تا آداب و معاشرت اجتماعی هستند . شاید برای افرادی که با این قشر آدمها سروکاری ندارند مطلب ما قدری عجیب باشد اما دوستان و همکاران کافی نت دار من که تجربه برخورد با چنین اشخاصی را بخصوص در هنگام ثبت نام های عمومی مانند یارانه و یا سهام عدالت داشته اند منظور من از بی سواد را خوب میفهمند چون حتما بارها و بارها گیر چنین افرادی افتاده اند و ذهن و مغزشان برای دقایقی درگیر آزارها و اذیت های این دوستان شده است .

نوجوان که بودم یک تابلوی بزرگ در یکی از اتاق های خانه مان بود که آیه ۹ سوره زمر روی آن نوشته شده بود با این مضمون : هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ و با این معنی تحت اللفظی بدون تفسیر دقیق که آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند با هم برابرند ؟؟؟ و این مسئله دانستن و ندانستن همیشه برای من سوال بوده و هست که چرا عده ای میدانند و چرا عده ای نمیدانند ؟ و چرا اصولا عده ای باید ندانند و چرا اصلا عده ای نمیخواهند بدانند و یا برخی هستند که حتی نمیدانند که نمی دانند . یاد شعر معروف امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طغرایی ملقب به « ابن یمین » افتادم که با همین مضمون شعری سروده است بدین صورت و حال :

bedanad-ke-bedanadابن یمین آدمها را به چهار دسته تقسیم کرده و در بیت اول اشاره میکند که آنکس که میداند و خودش هم بر دانش و دانستن خود واقف است از جمله انسانهایی نیک روزگار است . اما خطاب بیت دوم اشاره به افرادی است که نمیدانند اما بر جهالت خود واقف اند و همینکه خودشان میدانند در کجای کار هستند میتوانند گلیم خود را از آب بیرون بکشند . بیت سوم اما اشاره دارد به انسانهایی که میدانند ولی خوشان را دست کم میگیرند و یا به هر دلیلی به دانستن خودشان واقف نیستند که بقول ابن یمین باید این دسته را از خواب بیدار کرد تا بر اوضاع و احوال خویش مسلط شوند . و اما دسته چهارم که همین موضوع سخن ماست یعنی انسانهایی که نمیدانند و حتی خودشان هم نمیدانند که نادان هستند . ابن یمین در تفسیر این دسته افراد اشاره میکند که این آدمها تا روز ابد گرفتار جهل و تاریکی و نادانی خود هستند و گویا برون رفتی هم از آن نخواهند داشت …

روزگار ما نیز از این دست آدمهای نادان و بی سواد کم ندارد و روزی نیست که ما با چنین افرادی مواجه نشویم و روزمان خراب نشود . انسانهایی که اصلا بعضی هایشان یک سور به چهارپایان زده اند و در ادب و شعور و شخصیت و رفتار و گفتار از حیوانات نیز کمتر هستند . بقول یکی از قدیمی میگفت حیوانات محبت را میفهمند و اگر به آنها محبت کنید پاسخ آن را میدهند اما برخی انسانها اگر دستت را عسل هم کنی بازهم آن را گاز میگرند واین بیشتر بخاطر نادانی و ندانستن افراد است و نه چیز دیگر …

برخی مواقع ما هم از دست این افراد کلافه می شویم و اعصابمان خراب می شود چرا که وقتی بخواهی یک مطلب ساده را که حتی به کار وکسب شما ربطی ندارد به یک مشتری از این قماش صدبار توضیح بدهی واقعا کلافه کننده می شود !!! بطور مثال مشتری وارد می شود و میگوید میخواهم یارانه ام را جدا سازی کنم ؟ به او میگویم باید به پلیس ۱۰+ مراجعه کنید . انسان عاقل و دانا و با سواد در این مواقع از شما تشکر میکند و می رود اما امان از دست این آدمهای بی سواد و نادان !!! میپرسد حالا نمیشه شما یک کاریش بکنی ؟؟؟ میگویم نه عزیزم کار ما نیست باید به پلیس ۱۰+ مراجعه کنید .

دوباره می پرسد : یعنی کافی نت ها انجام نمی دهند ؟ میگویم خیر ، عرض کردم که کار ما نیست . دوباره می پرسد : پس چرا قبلا انجام میدادید ؟ به او میگویم قبلا اعلام عمومی بود و یک زمان یک ماهه برای انجام این کار که الان تمام شده و دیگر این کار را کافی نت ها نمیتوانند انجام بدهند و دست پلیس ۱۰+ است .

باز میپرسد : خوب اگر راه داره برای ما انجامش بده ؟؟؟ و من دوباره میگویم عزیزم باید برید پلس +۱۰ و او دوباره به دروغ میگوید : پس چرا کافی نتهای دیگر انجام میدهند ؟

کم کم صبرمان سر می آید ولی باز هم ترشرویی نمیکنیم و جالب است که مشتریانی که در مغازه ایستاده اند از ما شاکی ترند که بابا این مشتری زبان نفهم را بنداز بیرون و چقدر حوصله داری که به سوالهای صدمن یک غاز این بابا جواب میدی ؟؟؟ اما باز هم با خوشرویی به او میگویم عزیزم شما باید بروید پلیس +۱۰ … او ساکت می شود  و چند دقیقه می ایستد و دوباره سوالهای تکراری اش را شروع میکند و این ماجرا تقریبا هفته ای سه چهار بار در موارد مختلف برای ما رخ میدهد که واقعا صبر ایوب میخواهد و عصای موسی (عصای موسی برای اینکه تبدیل به اژدها بشی و این آدم نادان رو ذوب کنی از بس روی مخه )

یا مثلا مشتری های مسن زیادی داریم که انسانهای با شخصیت و فرهیخته ای هستند اما هستند افراد مسنی که زبان حالیشان نمی شود . پیرمردی وارد می شود و میگوید فیش حقوقی بده !!! بازنشسته تامین اجتماعی است و از او شماره بیمه و شماره مستمری و شماره سریال شناسنامه اش را میپرسم تا برایش فیش بگیرم اما میگوید اینا رو برای چی میخوای ؟ بهش توضیح میدم که برای گرفتن فیش اینها رو میخواد اما او زیر بار نمی رود و میگوید من هرجا میرم بدون اینا برای من فیش میگیرند !!!!!! میگویم پدر جان مگر می شود بدون این کدها برای کسی فیش گرفت و او میگوید خوب شما بلد نیستی !!! خونسردی خودم را حفظ میکنم و میگویم باشه شما درست میگی و من بلد نیستم و او میگوید بلد نیستی چرا مغازه باز کردی مگر مردم مسخره شما هستند !!! جوش می آورم … از طرفی مسن است و نمی شود با او مجادله کرد از طرفی نادان است و پر از حماقت هایی که از دوران جاهلیت جوانی اش هنوز با او همراه است . شروع میکند به توهین کردن و بد بیراه گفتن و من هاج و واج می مانم و آنوقت است که میفهمم سواد یعنی چه !!!!

خلاصه اینکه روزی نیست که از این دست مشکلات نداشته باشیم و با این معضل بی سوادی درگیر نباشیم و این مسئله هم بی نهایت آزار دهنده است . فرصت کوتاه است اما قول میدهم در یک فرصت مناسب مطالب بیشتر و خاطرات جالب تری در این مورد بیان کنم اما تا آن روز بیایید دعا کنیم که خداوند همه ما را از بی سوادی دور کند و شرایطی فراهم شود که همه انسانها به سطح کافی شعور و سواد برسند .




منبع:http://www.kolbeh-sabz.ir




طبقه بندی: کافی نت اوج،

تاریخ : سه شنبه 13 بهمن 1394 | 06:13 ب.ظ | نویسنده : کافی نت اوج شهر لاهیجان | نظرات

پول دادن یا فشار قبر !!!


برای برخی از مشتریان “پول دادن ” معادل “جان دادن ” است و وقتی دستشان به سمت جیب نامبارکشان می رود انگار سکته ناقص می زنند و این را بسیاری از ما کسبه بارها به چشم دیده ایم . در صنف کافی نت که بنظرم این موضوع نمود بیشتری دارد چون بسیاری از کارهای ما بصورت مجازی انجام میگیرد ، مشتری هنگام پرداخت هزینه حس میکند دارد پول زور میدهد و یا بیشتر از عرف از وی هزینه میگیریم در صورتیکه اگر قرار باشد نرخ های مصوب اتحادیه را از مشتریان بگیریم باید با روزی ده نفر رسما دعوا کنیم .

khasis

اینروزها وقتی عکس العمل برخی از مشتریان هنگام دست کردن در جیب و یا درآوردن پول از کیف و یا جیب مبارکشان را می بینم ناخودآگاه یاد فشار قبر می افتم و حس میکنم جان کندن میت در هنگام موت بسیار سهل تر از پرداخت هزینه برای این مشتریان است و این معضلی است که هر روز با آن مواجه هستیم و کاری هم از دستمان بر نمی آید . بطور مثال ما تکنولوژی خوب و سریعی در ارسال ایمیل داریم و میتوانیم ظرف چیزی حدود ۱۰ ثانیه برای مشتری یک ایمیل ارسال کنیم . یعنی از وقتی مشتری فایلش را به ما میدهد تا ارسال فایل و ایمیل بیشتر از ۱۰ ثانیه طول نمیکشد اما بارها شده که بعد از ارسال ایمیل ده ثانیه ای به لطف علم و تکنولوژی ما ، وقتی مشتری از ما میپرسد چقدر شد و میگوییم ۱۵۰۰ یا ۲۰۰۰ یا ۲۵۰۰ و یا بیشتر (هزینه بیشتر برحسب حجم فایل ضمیمه شده ) مشتری با تندی میگوید ثانیه ای چند حساب میکنید ؟یا چکار کردید مگر ؟ یک دیقه هم نشد ؟ و یا پول زور از ملت میگیرید ؟

اینجاست که متوجه میشم با اقشاری طرف هستیم که وقت برایشان حکم آهن زنگ زده و پوسیده را دارد و اگر کارشان ظرف سی ثانیه انجام شود اصلا اهمیتی برایشان ندارد !!!  آنها دوست دارند نیم ساعت بنشینند و بابت این نیم ساعت حتی ۱۰ هزار تومان هم بدهند چون خیال میکنند پول را بابت زمان انجام کار می پردازند نه کیفیت و سرعت آن …

رویکرد ما هم در مقابل این مشتریان سالهاست که تغییر کرده است ، آنها دوست ندارند کارشان سریع انجام شود و برای سرعت کار پولی نمیپردازند و نتیجه این می شود که رویکرد ما هم بر اساس سلیقه آنها تغییر کند و این یعنی  وقتی یک مشتری برای ارسال ایمیل مراجعه میکند او را ده دقیقه روی صندلی مینشانیم و با اینکه ایمیل او ۳۰ ثانیه ای ارسال شده ولی او را منتظر نگاه میداریم و سپس بعد از ده دقیقه میگوییم ۲۵۰۰ یا ۲۰۰۰ و یا هر قیمتی که طبق نرخ هست و آنوقت عکس العمل مشتریان در هنگام حساب و کتاب این بار متفاوت تر است !!! و جملات محبت آمیزی می شنویم .. قربان لطف کردید . ممنونم که کار ما رو راه انداختید. بیشتر نشد ؟ خیلی ممنونم ازتون .. سپاس از اینکه کار ما رو راه انداختید و هزار و یک تشکر دیگر که همه را مدیون معطل کردن این مشتریان هستیم و نه چیز دیگری …

آنها اگر کارشان سی ثانیه ای راه بیفتد حاضر نیستند پول بدهند و با هر کدامشان باید بگومگو و جنجال داشته باشیم اما همینکه ده دیقه معطل میشوند دست آخر از شما قدردانی هم میکنند و این است جامعه بی سواد و رنجور و بیمار و در دست تعمیر ما که یکی از علاقه مندی های مردمش صف ایستادن و منتظر ماندن است . انگار اگر جایی صف نایستند و یا معطل نشوند کارشان انجام نمی شود و بعد از کلی انتظار ذوق میکنند و پول بیشتر و بعضا انعام هم میپردازند …

از اینها که بگذریم میرسیم به بحث فشار قبر و یا همان پول دادن برخی مشتریان … خیلی از مشتریان هنگام پول دادن انگار جان میدهند . طرف ماهی ۲۵۰ هزارتومان حق بیمه بصورت اینترنتی میپردازد اما هنگامی که هزینه ۲۵۰۰ تومانی پرداخت و پرینت حق بیمه اش را میخواهد بپردازد به زمین و زمان میزند تا بجای ۲۵۰۰ تومان ۲۰۰۰ تومان بدهد .. ماه قبل یکی از همین مشتریان درخواست فایل سه ماهه حق بیمه اش را داشت که وقتی به وی گفتم هزینه دریافت آن به ازای هر فیش ۲۰۰۰ تومان می شود کم مانده بود اسلحه روی ما بکشد !!! حق بیمه سه ماه او ۷۵۰ هزار تومان بود اما حاضر نبود ۶ هزار تومان بابت حق دریافت فیش های بیمه به ما بپردازد … از اینها بدتر دانشجویانی هستند که در پول دادن خسیس هستند . بطور مثال دانشجویی برای گرفتن پرینت آمده بود و میخواست یک فایل ۱۰برگی را پرینت کند که وقتی قیمت پرینت برگی ۲۰۰ تومان را به وی گفتم و اینکه هزینه پرینت ۱۰ برگ او می شود ۲۰۰۰ تومان انگار زمین و زمان دور سرش میچرخید !!!!!!!! آقا گرونه !!! چه خبره !!! مگه سرگردنه است !!! چرا اینقدر گرون !!!! یعنی بعضی وقتها میخوام مثل عادل فردوسی پور سرم را به میز بکوبم !!! ۲۰۰۰ تومان پول یک پفک و یا چیپس کوچک است و اینها در مقابل ۲۰۰۰ تومان اینقدر خساست به خرج میدهند آنهم وقتی که نرخ اتحادیه برای پرینت برگی ۲۵۰ تومان است و شما دارید بجای ۲۵۰۰ تومان از وی ۲۰۰۰ تومان میگیرید !!!!

 خلاصه روزی نیست که این مشکلات گریبان ما را نگیرد و بابت قیمتها به مشکل نخوریم . جالب این است که ما حتی نمیتوانیم بر اساس نرخ اتحادیه از مردم هزینه بگیریم و هزینه هایمان همیشه ۳۰ درصدی از نرخهای اتحادیه پایین تر است و با اینحال باز هم اعتراض سر اینکه چرا گران است و یا چرا اینقدر میگیرید  سر جای خودش باقی است . خودمان هم گاهی از این وضعیت کلافه میشویم اما واقعا راه چاره ای نیست و تنها راه در مقابل این آدمهای جالب صبر است و صبر … هرچند صبر هم اندازه ای دارد و گاهی از کوره در می رویم اما برای جامعه در دست تعمیر ما راه حل دیگری وجود ندارد .




منبع:http://www.kolbeh-sabz.ir




طبقه بندی: کافی نت اوج،

تاریخ : شنبه 3 بهمن 1394 | 06:12 ب.ظ | نویسنده : کافی نت اوج شهر لاهیجان | نظرات

  • paper | تازیانه | خسوف