تبلیغات
 کافی نت اوج شهر لاهیجان - طبل های توخالی !!!

طبل های توخالی !!!

از هر ۱۰۰ تا مشتری که وارد کافی نت می شود یکی پیدا می شود که خیلی ادعایش می شود و خیال میکند تازه از آکادمی مایکروسافت فارغ التحصیل شده و رنگ چشمهایش شبیه بیل گیتس و یا راه رفتنش شبیه استیو جابز خدابیامرز است .  وقتی وارد کافی نت می شود از طریقه حرف زدنش می شود فهمید که میخواهد بگوید من بلدم !!!  انگار اینجا محل برگزاری المپیاد کامپیوتر و مصاحبه علمی شرکت سیسکوسیستم است و من هم جان چمبرز مدیرعامل سیسکو هستم و او باید خودش را برای من اثبات کند … !!! و یا سوالات امتحان پایان ترم درس برنامه سازی پیشرفته را قرار است اینجا پخش کنند که او چنین رول یک انسان خیلی بلد را میخواهد بازی کند … این دسته آدمها معمولا پس از ورودشان سوالهای عجیب می پرسند و حرفهای عجیب و غریب می زنند طوری که آدم خنده اش می گیرد . از طرفی باید جوابشان را طوری بدهی که خیال نکنند برای خودشان رقمی هستند و از طرفی هم خنده ات می گیرد که مگر اینجا کلاس درس است که بخواهی برای کسی توضیح علمی بدهی و توجیهات علمی بیاوری !!! یکی نیست بگوید عزیز من اینجا کافی نت است ، جایی که تو می آیی و می نشینی پای یک سیستم و در نهایت سکوت بعد از پایان کار هزینه را حساب میکنی و می روی و خداحافظ !!! همین !!! نه بیشتر و نه کمتر !!!قرار نیست انفجار اتمی در اینجا رخ بدهد و قرار نیست اتفاق خاص دیگری بیفتد … فقط و فقط شما بعنوان یک مشتری می آیی و کارت را انجام میدهی و می روی .. همین و بس … اما این مشتریان تازه بدوران رسیده گویا دوست دارند طور دیگری باشند …

drum_01

در ادامه چند نمونه از حرفها و حرکات این مشتریان را بررسی میکنیم :

مشتری وارد کافی نت شده و میگوید: خسته نباشید یک استیشن فری میخواستم !!!!

تا اینجاش مشکلی نیست !!! میخواد باکلاس بگه ، حالا سیستم خالی با استیشن فری فرقی نداره و منظور رو میرسونه …

اما مشکل از اینجا شروع میشه که سوالهای خنده دار و بامزه این مشتریان شروع میشه !!!

* معذرت میخواهم استیشن هاتون باگ و تروجان ندارند : (اگر شما اینقدر دانش دارید که میدونید باگ و تروجان چیه مطمئناً توانایی این رو هم دارید که با  یک نگاه و بررسی ، ببینید که آیا سیستم مشکلی داره یا نه ، پس این سوال بجز اینکه برای خودنمایی باشه دلیل دیگری ندارد و اصولا نیت این افراد هم خونمایی است و نه چیز دیگری .  )

*  میخوام وصل شم به آی پیم تو امریکا میشه ؟؟؟ ( خوب اگر بلدی و میتونی وصل بشی ، وصل شو ، دیگر گفتن ندارد که … فقط میخواد بگه من تو امریکا آی پی و یا سرور دارم … حالا بر فرض شما اصلا خود بیل گیتس !! بشین کارت رو انجام بده و برو دیگه !!! اینکه تو کی هستی و چی داری و کجا میخوای بری  اصولا چه ربط و دخلی به ما داره برادر من !!! )

خیلی از مشتری ها مخصوصا اونهایی که از اون درس خونده های بی جنبه هستند و خیال میکنند فقط خودشون درس خوندند و بقیه سیکل دارن و بی سواد هستند وقتی وارد کافی نت می شوند ادا و اطوارهای جالبی درمی آورند که دیدنیه . مثلا یکبار یکی از مشتری هام برای ثبت نام ورودی های پیام نور وارد کافی نت شد که انصافا ثبت نامیه که هر کسی بلد نیست بزنه و داستان داره . خلاصه ما شروع کردیم به ثبت نام و این بشر مدام گیر میداد به زمین و زمان ، چرا اسکنش رو با این دی پی آی زدین ، چرا عکس رو کراپ میکنین ، چرا اینطور میکنین ، چرا اونطور میکنین که خلاصه بهش گفتم اگر شما بلدید بزنید چرا دادید من بزنم و الان در کار من دخالت میکنید ؟؟؟ شما حتی اسکن کردنش رو هم نمیتونید انجام بدید اونوقت از کار من ایراد میگیرید ؟؟؟ و ثبت نامشون رو بستم و گفتم بفرمایید خودتون بزنید … نشون به این نشون که چهار ساعت پای سیستم نشستند و دست آخر هم نتونستند ثبت نام کنند و دست از پا درازتر برگشتند و اون خانوم به من گفت : اگر میشه خودتون بزنید چون نشد !!! و من هم خیلی ریلکس گفتم من دیگه برای شما ثبت نام نمیزنم !!! روز آخر ثبت نام ها بود و ساعت هم ۸ شب !!! یعنی رسما فاتحه ثبت نامشون خونده شد چون اگر تا نیم ساعت دیگه نمیزد دیگه نمیتونست ثبت نام کنه و من هم هر چی التماس کرد براش انجام ندادم تا حالیش بشه هر کس ادعاش میشه پای ادعاش هم می ایسته !!! و اصولا اگر کاری رو دادید کسی براتون انجام بده بایستید تا انجامش بده و دست آخر ازش تشکر کنید نه اینکه مدام در کارش دخالت کنید !!! چون اگر بلد بودید خودتون انجامش میدادید و حالا که بلد نیستید باید به اون شخص احترام بگذارید …

یکی دیگه از مشتریان بود که برای کار ثبت نام کنکور مراجعه کرد ، پرسید هزینه اش چقدر میشه که گفتم ۳۰۰۰ تومان که خیلی با قیافه عصبی گفت چه خبره آقا مگه سرگردنه است ؟؟؟ لیست قیمت اتحادیه رو نشونش دادم و گفتم عزیزم این نرخ اتحادیه است که ما تازه کمتر از اون هم میگیریم … قبول نکرد و خودش رفت پای سیستم تا بزنه … نشون به این نشون که ۴ ساعت پای سیستم نشست و هزینه سیتمش شد ۸ هزار تومان و آخرش هم نتونست ثبت نام کنه و اومد اینطرف و گفت لطفا شما برام بزنین که من هم مثل همیشه خیلی ریلکس گفتم : من وقت ندارم الان میتونید برید کافی نت دیگری براتون ثبت نام کنه … خیلی اصرار کرد که اگر امکان داره بزنید اما من عادت دارم آدمهای پر رو رو سرجاشون بنشونم تا دیگه از این اداها برای کسی در نیارن . ثبت نامش رو انجام ندادم و دست از پا درازتر رفت تا حالیش بشه که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد .

ثبت نام حوزه علمیه بود ، چند تا خانم که ظاهرن از دسته آدمهای بظاهر مذهبی بودند وارد کافی نت شدند . قیمت ثبت نام رو پرسیدند که گفتم ۳۰۰۰تومان ، یکیشون برگشت گفت چه خبره آقا فلانجا میگیره ۱۵۰۰ تومان ، خندم گرفت !!! نرخ اتحادیه رو نشون دادم بهشون که نوشته بود ثبت نام اینترنتی ۴۰۰۰ تومان ، گفتم خانم های محترم شما که مذهبی هستید لااقل سطحی قضاوت نکنید وقتی اینجا نوشته ۴۰۰۰ تومان و من دارم از شما ۳۰۰۰ تومان میگیرم باید تازه از من متشکر هم باشید که دارم ۱۰۰۰ تومان کمتر میگیرم اما شما باز هم شکایت دارید ؟؟؟ خلاصه هر چقدر توضیح دادم قبول نکردند و دست آخر کلی لیچار هم بارمون کردند و رفتند !!! میدونستم که برمی گردند چون ثبت نامهاشون قلق خاصی داشت و دور وبر ما کسی از این مدل ثبت نام ها نمی زد ، واسه همین خودم رو آماده کردم برای اینکه اگر رفتند و برگشتند اصلا ثبت نامشون نکنم تا متوجه بشوند کارشون بی نهایت زشته بوده !!! یک ساعت نشد که برگشتند !!!

_ آقا جهنم و ضرر اون مغازه که ۱۵۰۰ می زذ بسته شما برامون ثبت نام کن …   گفتم ثبت نام چی ؟ گفتند : یکساعت پیش اومدیم !!! گفتم خوب حالا امرتون ؟ گفتند ثبت نام حوزه داریم … خیلی ریلکس گفتم ما ثبت نام حوزه رو انجام نمی دیم !! مونده بودن !!! آقا شما که یکساعت پیش اومدیم گفتید انجام میدید ؟ گفتم بله انجام میدیم اما نه برای مشتری هایی که سر قیمت چونه میزنن و از کلمه زشت جهنم و ضرر استفاده میکنند .. خیلی اصرار کردند که حالا معذرت میخواهیم لطف کنید بزنید … و من گفتم خواهشا اصرار نکنید حرف من همان است که گفتم : ثبت نام نمیکنم … گفتند سیستم بده خودمان بنشینیم میزنیم … گفتم : سیستم هم نداریم … بفرمایید بیرون لطفا !!!! مانده بودند چه بگویند … یکی شان عصبانی شد و گفت : به جهنم که نمیزنید … خندیدم و گفتم بیرون لطفا !!! همیشه حق با مشتری با ادب است و نه شما …

– خانمی برای پرداخت شهریه وارد کافی نت شد ، شهریه اش را از حساب خودمان بایش پرداخت کردیم اما تراکنش ناموفق داد ، به وی گفتم دو ساعت دیگر سر بزند تا اگر پول برگشت به حساب ما دوباره برایش پرداخت کنم . دو ساعت دیگر آمد و حساب را چک کردم پول برگشته بود . گفت دیگ نمیخواهم برایم پرداخت کنید و خودم پرداخت میکنم . سرش را پایین انداخت و رفت . اینطور مواقع وقتی کاری انجام نشود وقتی مشتری میگوید چقدر شد خودمان میگوییم هیچی و هزینه ای نمیگیریم اما وقتی مشتری شما را هیچ حساب کند و اصلا نمی پرسد چقدر شد خیلی زور به شما می آید . شما ده دقیقه وقت برایش صرف کرده اید اما او بدون گفتن یک جمله تشکر کافی نت را ترک میکند  . وقتی به وی گفتم لااقل چک سایت را که برای شما انجام دادم بپردازید گفت شما که برای من پرداختی نکردید ؟؟؟ گفتم خانم محترم من وارد سایت شما شدم و پرداخت کردم حالا سیستم بانکی مشکل دارد به من مربوط نمی شود . در ثانی شما هزینه پرداخت اینترنتی را ندهید لااقل هزینه چک سایت را که باید بدهید … با بی ادبی تمام گفت من پدرم در اماکن کار میکند میخواهی بگویم مغازه ات را ببندد ؟ گفتم شما حق الزحمه کاری را که برایت انجام دادم بده نمیخواد برای ما خط و نشون بکشی … او رفت بدون اینکه هزینه ای بپردازد و حتی بجای تشکر بی احترامی هم کرد …خلاصه اینکه چهره اش در ذهنم ماند تا اینکه چندین ماه بعد برای ثبت نام و یا کار دیگری مراجعه کرد . وقتی گفتم بفرمایید : گفت ثبت نام کنکور داشتم ، گفتم خوب : از دست ما چه کاری بر میآید ، گفت مگر شما ثبت نام نمیکنید ؟ گفتم نه ، ما الان باز نیستیم که ؟؟ پدر شما که در اماکن بود آمده ما را بسته !!! فهمید که چهره اش در یادم مانده و میخواهم تلافی حرکت زشتش را کنم ، گفت شما قانونا باید برای من ثبت نام کنید … گفتم کدام قانون ؟ همان قانونی که میگوید تو پول ندهی و وقتی من میگویم پول تو بگویی بابام تو اماکنه میدم ببنده مغارتون رو … سرش را خم کرد و رفت !!! تا یاد بگیرد که وقتی حرفی میزند پایش بایستد و خط و نشان پدرش و کار پدرش را برای ما که صفر تا صدمان قانونی است نزند ..

 روزانه شاهد داستانها و ماجراهای زیادی در رابطه با کارمان و همچنین برخورد مشتریان  هستیم که طبق معمول اگر قرار به نوشتن همه آنها باشد باید سه روز تمام فقط نوشت و نوشت که فعلا همین مقدارش را از ما داشته باشید و بقیه اش طلبتان … انشااله سر فرصت برایتان مینویسم …


منبع: http://www.kolbeh-sabz.ir




طبقه بندی: کافی نت اوج،

تاریخ : سه شنبه 2 تیر 1394 | 11:50 ق.ظ | نویسنده : کافی نت اوج شهر لاهیجان | نظرات

  • paper | تازیانه | خسوف